لوستل دفتر ۶ د دوو وروڼو کیسه، یو یې کوسه او بل یې امرد، په یوه مجرد کور کې یوه شپه ویده شول. په اتفاقي ډول امرد خښتې پر خپله شا انبار کړې. بالاخره ډاب ډاب راغی او هغه خښتې یې په حیلې او نرمۍ سره له هغه شاته پورته کړې. ماشوم ویښ شو او په جنګ یې وویل: دا خښتې چیرته یوړلې او ولې دې یوړلې؟ هغه وویل: ته دا خښتې ولې ایښې وې؟ تر پایه بيت ۳۸۷۱

M6:3871 — تو اگر صد قفل بنهی بر دری / بر کند آن جمله را خیره‌سری

تو اگر صد قفل بنهی بر دریبر کند آن جمله را خیره‌سری
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3871

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر تو صد قفل بر در نهی و محکم کنی، یک فرد خیره‌سر و بی‌باک می‌تواند همه آن‌ها را در هم بشکند. معنا: این بیت بیانگر آن است که تلاش‌ها و حفاظ‌های مادی انسان، هر قدر هم که زیاد و محکم باشند، در برابر قدرت مخرب یا ارادهٔ قوی‌تر آسیب‌پذیرند و به سادگی درهم شکسته می‌شوند.

شرح

این بیت، که در سیاق بحث «خشت کوشش و موی عنایت» می‌آید، یکی از ژرف‌ترین درس‌های مثنوی را در باب نسبت میان ارادهٔ انسان و عنایت الهی به دست می‌دهد. من بر این باورم که مولانا در اینجا نه تنها از ناتوانی تدابیر مادی سخن می‌گوید، بلکه به ظرافت به ضعف «کوششِ طاعت‌پرست» اشاره می‌کند، یعنی آن تلاش‌های عبادی یا حفاظ‌های معنوی که صرفاً بر خودِ عمل و کوششِ بنده تکیه دارد، نه بر لطف و فیض خداوند.

مولانا در این تمثیل، قفل‌های بسیار را استعاره‌ای از تلاش‌های بشری می‌داند؛ هرچه تدبیر کنی و هر حصاری بکشی، دستِ خیره‌سری هست که می‌تواند آن را در هم بشکند. آن «خیره‌سری» در اینجا، بی‌شک، نمادی از شیطان است که مولانا در جای دیگری از مثنوی و در آیات قرآن، آن را دشمنی می‌داند که بر هر تلاش بشری که از عنایت الهی تهی باشد، دسترسی دارد. شیطان، به قول قرآن، به همگان جز «عبادک منهم المخلصین» دست خواهد یافت؛ یعنی مخلصین کسانی هستند که حصار عنایت الهی آنان را از دستبرد شیطان مصون می‌دارد.

این درسی عمیق برای سالک است: تکیه صرف بر اعمال و طاعات خود، همچون قفل‌هایی است که بر دری می‌نهی. ممکن است آن قفل‌ها در برابر دزد عادی مقاومت کنند، اما در برابر «خیره‌سری» چون شیطان که با وسوسه و نیرنگ وارد می‌شود، تاب نخواهند آورد. آنچه حصار می‌کشد و امان‌نامه می‌شود، نه کثرت طاعات، بلکه آن «موی عنایت» است؛ یعنی لطف و فیضی از سوی پروردگار که به کسانی می‌رسد که نه بر کوشش خود، بلکه بر اخلاص و صدق خود تکیه کرده‌اند. آن مهرِ کوچکِ شهنه یا دادستان که مولانا از آن سخن می‌گوید، با آنکه از موم است، از صد قفلِ آهنین کارآمدتر است، زیرا پشتوانهٔ آن قدرت و اراده‌ای فراتر است. این همان «امان‌نامهٔ الهی» است که تنها مخلصین آن را به دست می‌آورند.

این نکته‌ای است که مثنوی بارها بر آن تأکید می‌کند: نجات حقیقی و پایداری در مسیر معنوی، از «عنایت» سرچشمه می‌گیرد، نه از صرفِ «کوشش». کوشش لازم است، اما شرط کافی نیست. بلکه این اخلاص در کوشش است که جلب عنایت می‌کند و آن «امان‌نامه» را به دست می‌آورد. ما باید دریابیم که پایداری ما در برابر وسوسه‌ها و آفات، تنها با تکیه بر «موی عنایت» میسر است، وگرنه «صد قفل» هم ما را از «خیره‌سری» رهایی نمی‌بخشد.

نکات کلیدی

  • تلاش‌های بشری (صد قفل) در برابر قوای مخرب (خیره‌سری) ناتوانند.
  • آنچه واقعاً حفاظت ایجاد می‌کند، عنایت الهی و اخلاص است، نه صرف کوشش مادی یا معنوی.
  • مولانا «خیره‌سری» را نمادی از شیطان می‌داند که می‌تواند حصارهای کوشش‌محور را درهم شکند.
  • «موی عنایت» و «امان‌نامه الهی» به معنای فیض و لطفی است که تنها نصیب مخلصین می‌شود.
  • اخلاص در عمل، مهم‌تر از کثرت آن است و سبب جلب عنایت الهی می‌شود.

Sources: d6-s86 · 01:04:30 d6-s86 · 01:06:38 d6-s86 · 01:08:22

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.