لوستل دفتر ۶ د هغه سړي کیسې ته بیرته ستنیدل، چې په مصر کې ورته خزانه ورښودل شوه او د هغه د درویشۍ له امله د حق تعالی حضور ته د هغه زاري بیانول بيت ۴۲۳۸

M6:4238 — رو به مصر آنجا شود کار تو راست / کرد کِدیَت را قبول او مرتجاست

رو به مصر آنجا شود کار تو راستکرد کِدیَت را قبول او مرتجاست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:4238

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: به سوی مصر برو، آنجا کارت به سامان می‌رسد و رو به راه می‌شود؛ زیرا او (خداوند) گدایی و تقاضای تو را قبول کرده است، او کسی است که بندگان به او امید می‌بندند. معنا: این بیت پیامی از هاتف غیبی به مردی نیازمند است که به او وعده می‌دهد با سفر به مصر، خواسته‌اش برآورده خواهد شد، زیرا دعای او مورد قبول خداوندِ امیدبخش واقع شده است.

شرح

مولانا در این بیت، که بخشی از داستان پر نکتهٔ مرد گنج‌طلب است، روایت می‌کند که چگونه یاری الهی پس از استغاثهٔ یک انسان، در قالب پیامی غیبی تجلی می‌یابد. مردی که میراث خود را بر باد داده و فقیر شده، به درگاه حق پناه می‌آورد و دعای «یا برگ یا مرگ» سر می‌دهد. خداوند، دعای این مرد را از طریق «هاتف» – ندادهنده‌ای از پس پردهٔ غیب – اجابت می‌کند.

هاتف، که مولانا آن را «گوینده‌ای از ورای پردهٔ غیب» توصیف می‌کند، به مرد در خواب ندا می‌دهد که گشایش کار او در مصر است. این «هاتف» همان موجودات اسطوره‌ای بوده‌اند که اعراب قدیم در بیابان‌ها صدایشان را می‌شنیدند؛ صدایی که نه از انسان عادی، بلکه از غیب می‌آمد. امروز نیز عرب‌ها از واژهٔ «هاتف» برای تلفن استفاده می‌کنند که نشان از ریشه‌های معنایی این کلمه دارد.

پیام هاتف به مرد صریح و قاطع است: «رو به مصر آنجا شود کار تو راست». یعنی جهت خود را به سوی مصر برگردان؛ آنجا امور تو سامان می‌یابد و گشایش حاصل می‌شود. نکتهٔ کلیدی در بخش دوم بیت است: «کرد کِدیَت را قبول او مرتجاست». «کدیه» به معنای گدایی و تقاضاست، واژه‌ای که مولانا ریشهٔ فارسی آن را در «گدایی» می‌بیند و با «تکدی» امروزین هم‌ریشه می‌داند. خداوند گدایی و طلب این مرد را پذیرفته است. این قبول کردنِ دعا، نشان‌دهندهٔ بی‌واسطگی و حضور دائمی خداوند است که با فلسفه‌هایی که از «خسوف الوهیت» سخن می‌گویند (چون بوبِر) در تضاد است. خداوند همواره در شأن و تدبیر است و هرگز غایب نمی‌شود؛ این ما هستیم که از او دوریم.

تأکید بر «او مرتجاست» نیز درخور توجه است؛ به این معنا که خداوند خود محل امید و رجای بندگان است و امیدها را برآورده می‌کند. این جمله اطمینانی ژرف به بخشندگی و استجابت الهی می‌دهد. مهم این است که استجابت دعا گاهی مستقیم نیست، گاهی به تأخیر می‌افتد، و گاهی به سفری طولانی یا تلاشی غیرمنتظره گره می‌خورد، اما حکمت و مصلحت الهی همواره در کار است. این سفر به مصر، برای مرد گنج‌طلب، خود بخشی از همین حکمت است؛ سفری که با وجود سختی‌ها و حتی خجالت از گدایی، او را به مقصد می‌رساند و رشد می‌دهد. این جدایی از مکان اولیه و سفر به مکانی دیگر، تصویری از سفر معنوی روح برای بازگشت به اصل خویش است؛ سفری که در آن، لطف الهی راهنما و پشتیبان است.

نکات کلیدی

  • یاری الهی گاهی از طریق الهامات غیبی یا رؤیاهای صادقه می‌رسد.
  • خداوند دعاهای خالصانه بندگان را، حتی اگر از سر درماندگی و گدایی باشد، می‌پذیرد.
  • استجابت دعا لزوماً فوری یا مستقیم نیست؛ گاهی مستلزم سفر، تلاش و صبر است.
  • خداوند مرجع نهایی امید و برآورندهٔ نیازهای بندگان است و هرگز غایب نیست.
  • جدایی و سفر (چه مکانی و چه معنوی) می‌تواند بخشی از مسیر گشایش و رشد باشد.

Sources: d6-s95 · 00:23:30 d6-s95 · 00:41:25 d6-s95 · 01:05:55

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.