لوستل دفتر ۶ د امیرانو لخوا په جبري شبهې سره د هغه حجت دفاع او د شاه لخوا دوی ته ځواب ورکول بيت ۴۲۷

M6:427 — جرم بر خود نه که تو خود کاشتی / با جزا و عدل حق کن آشتی

جرم بر خود نه که تو خود کاشتیبا جزا و عدل حق کن آشتی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:427

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بار گناه را بر دوش خود بگذار، چرا که تو خود بذر آن را کاشته‌ای. با کیفر و دادگری حق، سرِ سازش و آشتی داشته باش. معنا: این بیت به انسان یادآور می‌شود که مسئولیت اعمال خود را بپذیرد و بداند که عواقب هر کار، نتیجهٔ مستقیم انتخاب‌های خودش است، نه بخت و تقدیر؛ از این رو باید با عدل الهی آشتی کند.

شرح

در این بیت، مولانا گویی خطابهٔ مستقیمی به انسان سر می‌دهد و او را به پذیرش کامل مسئولیت اعمالش فرا می‌خواند. دفتر ششم مثنوی، که در سال‌های پایانی عمر شریف مولانا سروده شده، به‌طور ویژه بر تقویت کفهٔ اختیار انسان تأکید دارد؛ امری که من بارها به آن اشاره کرده‌ام. مولانا در اینجا قاطعانه می‌فرماید که هرگاه رنجی به تو رسید یا نتیجه‌ای نامطلوب عایدت گشت، آن را بر گردن بخت و قضا و قدر مگذار. این «جرم بر خود نه که تو خود کاشتی» عین آن است که آدم گفت: «ربنا ظلمنا انفسنا»، در برابر ابلیس که گفت: «اغویتنی». این یک انتخاب وجودی است: یا خود را فاعل بدانی و مسئول، یا دیگری و نیروهای خارج از خود را.

مولانا در ادامهٔ این بحث به دلایل متعددی برای اثبات اختیار اشاره می‌کند. یکی از روشن‌ترین نشانه‌ها، پدیدهٔ «تردید» در انسان است. اگر ما مختار نبودیم و همه چیز از پیش تعیین شده بود، هیچ‌گاه میان دو یا چند کار دچار شک و تأمل نمی‌شدیم. تردید تنها در مورد کارهایی معنا دارد که در حیطهٔ قدرت و امکان ما هستند؛ کسی تردید نمی‌کند که به ماه برود یا در زمین فرو رود، چون از توانش خارج است. پس این تردید خود شاهدی قاطع بر وجود اختیار است.

بنابراین، وقتی مولانا می‌گوید «با جزا و عدل حق کن آشتی»، در حقیقت از ما می‌خواهد که با پیامدهای اعمال خود کنار بیاییم، چرا که این پیامدها، نه مجازات‌هایی دلبخواهی، بلکه نتایج طبیعی و منطقی بذرهایی هستند که خودمان کاشته‌ایم. این پذیرش، آشتی با نظام عدل الهی است. این عدالت، قراردادی نیست، بلکه ذاتی و تکوینی است؛ هر عملی گویی تصویر غیبی مجازات خود را در بر دارد، چنان‌که مولانا می‌گوید: «فعل را در غیب صورت می‌کنند». گرچه قبول این نکته دشوار می‌نماید، اما اشاره‌ای ژرف به پیوند ناگسستنی فعل و جزای آن است.

نکتهٔ کلیدی و عمیقی که بر آن تأکید دارم، این است که «نفی اختیار، نفی خویشتن است». انسانی که می‌پذیرد مختار نیست، در واقع خود را به مثابهٔ یک موجود فاعل و تأثیرگذار نفی کرده است. چنین کسی در میان عوامل بی‌شماری که بر او اثر می‌گذارند، خود را یک عامل صد و یکمی نمی‌بیند؛ بلکه فقط تماشاگری منفعل است. اما اگر وجود خویش را بپذیریم، اگر «کسی» باشیم، نمی‌توانیم از مسئولیت اعمال خود شانه خالی کنیم. مسئولیت‌پذیری، اثبات خویشتن است.

در همین راستا، «توبه» نیز خود دلیلی قاطع بر اختیار است. توبه، پشیمانی از گذشته و عزم بر عدم تکرار در آینده است. کسی که خود را مجبور بداند، از چه چیز توبه کند؟ جرم را بر خود نمی‌نهد تا بخواهد آن را جبران کند. لذا توبه، در معنای واقعی خود، نشانهٔ بارز اعتقاد به اختیار است. مولانا در اینجا به ما می‌گوید که نفس فریبکار ما همیشه سعی می‌کند خطاها را به گردن دیگران یا عوامل بیرونی بیندازد، اما «آفتاب حق نپوشد ذره‌ای»؛ در پیشگاه حقیقت الهی، هیچ عملی، حتی کوچک‌ترین افکار و خواطر، پنهان نمی‌ماند. پس راهِ رستگاری، پذیرش مسئولیت، توبه، و آشتی با عدل جاودانهٔ حق است.

نکات کلیدی

  • مسئولیت‌پذیری کامل: انسان باید جرم و خطای خود را بپذیرد، زیرا پیامدها نتیجهٔ مستقیم اعمال خودش است.
  • اختیار انسان: تردید و انتخاب، دلیلی قاطع بر وجود اختیار در انسان است، برخلاف جبرگرایی.
  • آشتی با عدل الهی: عواقب اعمال، نه مجازاتی دلبخواهی، بلکه جزء جدایی‌ناپذیر عدل و نظام تکوینی حق است.
  • نفی اختیار، نفی خویشتن: کسی که اختیار خود را انکار کند، در واقع هستی خود را به عنوان یک فاعل نفی کرده است.
  • توبه و اثبات اختیار: توبه (پشیمانی و عزم بر ترک) بدون باور به اختیار معنا ندارد و خود نشانه‌ای از آن است.
  • عدم پنهانکاری: در پیشگاه حقیقت، هیچ عملی پنهان نمی‌ماند و نفس فریبنده نباید انسان را از پذیرش مسئولیت بازدارد.

Sources: d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:35:06 d6-s10 · 00:47:12

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.