لوستل دفتر ۶ د هغه سړي خوشاله او هدف موندلي بیرته راستنیدل او د خدای شکر کول او سجده کول او د خدای د اشاراتو په عجائباتو او د هغو په داسې ډول کې د هغو د تاویلاتو په څرګندیدو کې حیران پاتې کیدل، چې هیڅ عقل او پوهه ورته نه رسیږي بيت ۴۳۴۵

M6:4345 — گر نه انکار آمدی از هر بدی / معجزه و برهان چرا نازل شدی

گر نه انکار آمدی از هر بدیمعجزه و برهان چرا نازل شدی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:4345

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر از جانب هر بدکار و بداندیشی، انکار و ستیزه‌ای نبود، پس چرا معجزه و برهان از سوی حق نازل می‌شد؟ معنا: مولانا می‌گوید وجود انکار و مخالفت، خود دلیل و محرک نزول معجزات و دلایل الهی بوده است.

شرح

مولانا در اینجا، با دیدی عمیق و حکیمانه، به یکی از اسرار الطاف خفی الهی اشاره می‌کند؛ اینکه چگونه بستر انکار و بدبینی، خود عامل ظهور کمالات و حقایق می‌شود. او می‌پرسد: «اگر انکاری از سوی هر بدکار و معاندی نبود، پس معجزه و برهان، که همه مظهر حکمت و رحمت الهی‌اند، برای چه نازل می‌شد؟» پاسخ این است که نزول معجزه، غالباً نه برای تفنن یا اثبات اولیهٔ صدق انبیا، بلکه برای «قهر دشمنان» و «بستن دهان منکران» بوده است. به تعبیر مولانا، پیش از آنکه خصمی منکر، «مصداق‌خواه» نشود، یعنی پیش از آنکه منکران مطالبهٔ دلیل نکنند و به انکار نپردازند، قاضی (حق تعالی) چگونه گواه (معجزه) طلب کند؟ پس معجزات، در مقام گواهان پاک و عادل («گواه آمد زکی»)، در صحن دادگاه جهان، برای اثبات صدق مدعیان حق (انبیا) آورده می‌شوند.

این در واقع تبیینی از «لطف خفی» است که در آن، خداوند متعال پادزهر را در دل زهر می‌نشاند و از دل خطا و شر، خیر و هدایت می‌رویاند. درست است که منکران قصد «اذلال ثقات» (خوار کردن انسان‌های معتمد الهی) و ذلیل ساختن دین را داشتند، اما نتیجهٔ عملشان این شد که خودِ این انکارها، سبب «عز و ظهور معجزات» گردید؛ یعنی، همان ذلتی که آنان می‌خواستند، به عزت رسولان بدل شد و به ظهور درخشندگی‌های عظیم منجر گشت. این رویکرد مولانا نشان می‌دهد که جهان، هرگز به معنای بدبینانهٔ آن «کج» و «ایراددار» نیست؛ بلکه حتی پلشتی‌ها و انکارها نیز در طرح کلی آفرینش، کارکردی متعالی دارند و از آن‌ها خیر برمی‌آید.

البته، اینجا نکته‌ای فلسفی پیش می‌آید که خودم بارها به آن اشاره کرده‌ام و آن، مناقشهٔ غزالی است که در «المنقذ من الضلال» و دیگر آثارش، به صراحت می‌گوید معجزه به تنهایی نمی‌تواند دلیل صدق یک مدعی باشد. غزالی می‌گوید اگر کسی عصا را اژدها کند و پس از آن بگوید عدد سه از ده بزرگتر است، من دومی را نمی‌پذیرم؛ چرا که در تضاد با بدیهیات عقل است. این سخن غزالی، نگاهی دقیق‌تر به سازوکار معرفت‌شناسی معجزه است و نشان می‌دهد که صدق یک مدعی، علاوه بر اعجاز، باید با عقل و فطرت نیز سازگاری داشته باشد. اما مولانا در اینجا، از منظر بیان حکمت الهی، بر نقش انکار به عنوان محرک نزول معجزات تأکید می‌کند؛ هرچند که ابعاد معرفت‌شناسانهٔ آن را می‌توان عمیق‌تر کاوید و مورد بحث قرار داد.

نکات کلیدی

  • انکار و ستیزه، به جای آنکه مانع حق باشد، به کارکردی معکوس منجر می‌شود: موجب نزول معجزات و برهان الهی می‌گردد.
  • معجزات در مثنوی غالباً به مثابه «گواهان» برای اثبات صدق پیامبران به دلیل انکار خصم ظاهر می‌شوند، نه صرفاً برای اعجاز ابتدایی.
  • مکر دشمنان برای خوار کردن انبیا، در پیچ و خم تقدیر الهی به عزت و ارتقاء جایگاه آنان می‌انجامد (لطف خفی).
  • این نگاه مولانا جهان را نه مکانی کج و ناقص، بلکه طرحی کامل می‌بیند که حتی شرور نیز در آن کارکردی متعالی دارند.
  • دکتر سروش با اشاره به غزالی، تأکید می‌کند که معجزه به تنهایی دلیل صدق یک مدعی نیست و صدق باید با عقل و فطرت نیز سازگار باشد.

Sources: d6-s96 · 23:16:30 d6-s96 · 22:00:00 d6-s96 · 21:11:32 d6-s96 · 26:10:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.