لوستل دفتر ۶ د هغه ښکاري کیسه چې ځان یې په بوټو کې پټ کړی و او د ګلونو او لاله ګلانو یوه دسته یې د پګړۍ په څیر په سر ایښې وه تر څو مرغان هغه بوټي وګڼي او هغه هوښیار مرغ لږ بوی وکیف کړ چې دا یو سړی دی چې په دې شکل مې بوټي نه دي لیدلي خو بیا هم په بشپړه توګه بوی ونه کیفاوه او د هغه په افسون یې غرور شو ځکه په لومړي ادراک کې یې قاطع دلیل نه درلود په دویم مکر ادراک کې یې قاطع دلیل درلود او هغه حرص او طمع ده په ځانګړي ډول کله چې اړتیا او غربت ډیر شي پیغمبر (ص) وفرمایل چې فقر نږدې و چې کفر شي بيت ۴۶۶

M6:466 — تا ندزدد مرکبت را نیز هم / پاس دار این مرکبت را دم به دم

تا ندزدد مرکبت را نیز همپاس دار این مرکبت را دم به دم
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:466

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مبادا که دزد، مرکبِ (راهوار) تو را نیز بدزدد؛ پس این مرکب خود را همیشه و پیوسته پاسداری کن.

معنا: مولانا هشدار می‌دهد که پس از رهایی از دزدان غفلت و گناه به‌واسطهٔ توبه، باید مراقب بود تا همین ابزار نجات‌بخش، یعنی «مرکب توبه»، نیز هدف سرقت قرار نگیرد و آن را دمادم حفاظت کرد.

شرح

پس از آنکه مولانا از غفلت و رخدادهای تلخ زندگی سخن می‌گوید که چگونه عمر و سرمایه‌های آدمی را به یغما می‌برد، راه نجاتی پیش می‌نهد و آن «توبه» است. توبه مرکبی است شگفت‌انگیز که انسان را از پستی‌ها به اوج فلک می‌رساند؛ نه چون جانوران، بلکه با تکیه بر «فعل درجه دوم» که تنها انسان قادر به انجام آن است. این تواناییِ بی‌مانند، که در هیچ موجود دیگری یافت نمی‌شود، آدمی را قادر می‌سازد تا علیه خودِ خویش عصیان کند، کارهای گذشته‌اش را بازنگری و از آن‌ها ابراز ندامت کند. توبه تولدی دوباره است؛ یک تولد نو که آدمی را از نو می‌آفریند و انسانی دیگر می‌سازد.

مولانا این مرکب را به کیمیایی تشبیه می‌کند که هرچه بدی‌های انسان بیشتر باشد، پس از توبه به نیکی‌های فزون‌تری بدل می‌شود؛ چنان‌که شخص آرزو کند کاش بیشتر بدی کرده بود تا با توبه، غنی‌تر می‌شد! مصداق این سخن در قرآن کریم نیز آمده است: «ان الحسنات یذهبن السیئات». همچنین، این معنا در ابیاتی دیگر از مثنوی تکرار می‌شود که: «کاملی گر خاک گیرد زر شود / ناقص ار زر برد خاکستر شود». بنابراین، توبه قدرت و خاصیتی دارد که می‌تواند خاک گناهان را به طلای نیکی تبدیل کند و هرکه خاکش بیشتر، طلای او نیز بیشتر.

اما مولانا به‌سرعت هشدار می‌دهد که همین مرکب گران‌بهای توبه نیز در خطر سرقت است. دزدِ همان غفلت و گناه که پیشتر جامه‌ها و سرمایه‌های آدمی را ربوده بود، اکنون کمین کرده تا مرکب توبه را نیز بدزدد. این سرقت چگونه رخ می‌دهد؟ این اتفاق زمانی می‌افتد که گناهان انسان چنان انبوه و سنگین شوند، یا غفلت چنان بر او چیره گردد که جرأت اعتراف به گناه را از دست بدهد. اساس و اولین گام توبه، اعتراف صادقانه به خطا و پذیرش مسئولیت است. اگر آدمی خطاهایش را به قدری بزرگ و غیرقابل‌تحمل ببیند که نتواند به آن‌ها اعتراف کند، آنگاه راه توبه بر او بسته می‌شود و دزد، مرکب نجات او را نیز می‌رباید. از همین رو، پاسداری دم‌به‌دم از این مرکب به معنای حفظ ظرفیت اعتراف، ندامت و اراده‌ای است که اجازه ندهد گناهان چنان بر جان سنگینی کنند که زبان را از بیان و قلب را از پشیمانی بازدارند.

نکات کلیدی

  • توبه، مرکبی شگفت‌انگیز و خاص انسان است که توانایی عصیان علیه خویشتن را ممکن می‌سازد.
  • توبه فعلی درجه‌دو و نشانه بلوغ و رهایی از غفلت و حیوانیت است.
  • خاصیت کیمیاگری توبه، تبدیل گناهان به نیکی‌هاست و زمینهٔ تولدی دوباره را فراهم می‌آورد.
  • دزد (غفلت و گناه) در پی ربودن «مرکب توبه» نیز هست تا راه نجات را مسدود کند.
  • مکانیزم دزدیدن مرکب توبه، سنگین کردن گناهان و تشدید غفلت است تا جرأت اعتراف از بین برود.
  • پاسداری «مرکب توبه» به معنای حفظ توانایی اعتراف به خطا و ندامت برای همیشه است.

Sources: d6-s11 · 01:28:59 d6-s11 · 01:32:28 d6-s11 · 01:07:24

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.