لوستل دفتر ۶ د مرغ او ښکاري تر منځ مناظره په رهبانيت او د رهبانيت په معنی کې چې مصطفی (ص) خپل امت ته له هغه څخه منع کړې وه چې لا رهبانیة فی الاسلام بيت ۴۹۵

M6:495 — گفت آری گر بود یاری و زور / تا به قوت بر زند بر شر و شور

گفت آری گر بود یاری و زورتا به قوت بر زند بر شر و شور
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:495

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: صیاد پاسخ داد: «آری، اگر کمک و قدرتی باشد، تا بتوان با توانایی بر شر و شور غلبه کرد.» معنا: این بیت به لزوم نبرد با شرارت، اما مشروط به وجود قدرت و توانایی لازم برای این مبارزه اشاره دارد.

شرح

این بیت، از زبان صیاد در پاسخ به مرغی که نماد حکمت است، بیان می‌شود و در واقع، یک پذیرش مشروط از سوی مولوی برای استفاده از قهر و قدرت در برابر شر است. صیاد می‌گوید که مبارزه با بدی‌ها و غلبه بر «شر و شور» (آشوب و بدخواهی) حق است، اما یک قید بسیار مهم دارد: «گر بود یاری و زور». یعنی این مبارزه تنها در صورتی ممکن و مشروع است که پشتوانهٔ «یاری و زور»، یعنی توانایی و قدرت کافی، وجود داشته باشد.

من بارها گفته‌ام که این نگرش، بازتابی از درک مولانا از مفهوم «نبی سیف» است، یعنی پیامبری که با شمشیر مبعوث شده است. شریعت اسلام، برخلاف مسیحیت که «مصلحت در دین عیسی غار و کوه» بود، «مصلحت در دین ما جنگ و شکوه» را در بر دارد. این به معنای آن است که پیامبر اسلام برای استقرار نظم الهی، ماموریت داشت که با اقتدار وارد عمل شود و در صورت لزوم، از قدرت نظامی نیز بهره گیرد تا "لا اله الا الله" را برقرار سازد. این صرفاً یک دعوت اخلاقی نبود، بلکه تاسیس یک نظم اجتماعی و سیاسی نیز بود که مستلزم "جنگ و شکوه" است. اما این قاطعیت، هرگز به معنای بی‌تدبیری و بی‌ملاحظگی نیست.

مولانا بلافاصله در ابیات بعدی، این شرطی بودن را برجسته می‌کند. اگر «یاری و زور» نباشد، حکمت اقتضا می‌کند که از مقابله مستقیم پرهیز شود. اینجاست که حدیث «الفرار مما لا یطاق من سنن المرسلین» (گریختن از آنچه در توان نیست، از سنت‌های پیامبران است) مطرح می‌شود. پیامبران نیز در مواجهه با ناتوانی و خطر نابودی اصل دین، عقب‌نشینی تاکتیکی یا هجرت را برگزیده‌اند. این نشان می‌دهد که در منظومهٔ فکری مولوی، استفاده از قدرت، نه یک امر مطلق، بلکه یک راهکار مصلحتی و مشروط است که باید با تدبیر و واقع‌بینی همراه باشد.

بنابراین، این بیت بیانگر یک جنبهٔ عمل‌گرایانه و تاریخی از دین است که مقابله با شر را مجاز می‌شمارد، اما نه به هر قیمتی و نه در هر شرایطی. حضور قدرت و امکان پیروزی، شرط اصلی برای این پیکار بیرونی است. این یک نگاه واقع‌بینانه به جهان و نیروهای آن است که حتی در سلوک عرفانی نیز، جایگاه خود را دارد؛ چرا که عرفان مولوی، هرگز از واقعیت‌های جهان چشم نمی‌پوشد، بلکه می‌کوشد آن‌ها را در چارچوب حکمت الهی فهم کند.

نکات کلیدی

  • مبارزه با شرارت، هرچند حق است، اما مشروط به وجود توانایی و قدرت کافی است.
  • این بیت بازتابی از مفهوم «نبی سیف» و ضرورت «جنگ و شکوه» در استقرار نظم الهی است.
  • عدم وجود قدرت کافی، به معنای پرهیز از مقابله مستقیم و پذیرش راهکارهای استراتژیک مانند هجرت است.
  • نگرش مولانا در اینجا عملی، واقع‌بینانه و به دور از هرگونه بی‌تدبیری است.
  • این بینش نشان می‌دهد که حتی در عرفان نیز، ملاحظات بیرونی و ابزاری جایگاه خود را دارند.

Sources: d6-s11 · 04:45:59 d6-s11 · 05:24:14 d6-s11 · 07:49:29

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.