لوستل دفتر ۶ د مرغ او ښکاري تر منځ مناظره په رهبانيت او د رهبانيت په معنی کې چې مصطفی (ص) خپل امت ته له هغه څخه منع کړې وه چې لا رهبانیة فی الاسلام بيت ۵۳۰

M6:530 — گفت مفتی ضرورت هم توی / بی‌ضرورت گر خوری مجرم شوی

گفت مفتی ضرورت هم تویبی‌ضرورت گر خوری مجرم شوی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:530

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مفتی گفت: «تعیین‌کنندهٔ ضرورت خود تویی؛ اگر بدون ضرورت چیزی بخوری، گناهکار خواهی شد.» معنا: این بیت هشداری است به کسی که در پی توجیه افعال نامشروع خود با دستاویز ضرورت است و تأکید می‌کند که مرز میان حلال و حرام را باید با صداقت درونی سنجید، و نه با حیله‌های ظاهری.

شرح

این بیت، از آن دست آموزه‌هایی است که مولانا در قالب یک حکایت، ژرفای فقهی و اخلاقی را با هم در می‌آمیزد. در داستان مرغ و صیاد، مرغی گرفتار طمع شده و برای خوردن گندمِ صاحب‌دام، که در اینجا تمثیلی از «مال مردم» یا به تعبیری «مال یتیم» است، به «اضطرار» متوسل می‌شود. می‌گوید: «من مضطرم و مجروح حال / هست مردار این زمان بر من حلال». این همان حیلهٔ شرعی است که در فقه به «الضرورات تبیح المحظورات» معروف است؛ یعنی ضرورت، کارهای ممنوع را مجاز می‌کند. مرغ، با استناد به این قاعده، می‌خواهد عمل نامشروع خود را موجه سازد.

اما مفتی، یا همان «فقیه» در این حکایت، پاسخ کوبنده‌ای می‌دهد که راه هرگونه فریب‌کاری را می‌بندد: «گفت مفتی ضرورت هم تویی / بی‌ضرورت گر خوری مجرم شوی». یعنی تشخیص اینکه آیا واقعاً در حال اضطرار هستی یا نه، با خود توست. این امر، دیگر به ظاهر و فتوای بیرونی بازنمی‌گردد، بلکه به صداقت و وجدان درونی فرد حواله داده می‌شود. این دقیقاً همان جایی است که مولانا پرده از ریاکاری و خودفریبی برمی‌دارد. انسان می‌تواند ظاهراً برای خود فتوا صادر کند، اما در درگاه حق و پیش وجدان خود، مسئولیت این تشخیص را به دوش می‌کشد. اگر ضرورت حقیقی نباشد، شخص «مجرم» است، هرچند به ظاهر دلایل شرعی هم آورده باشد.

مولانا حتی پا را فراتر می‌گذارد و به زبان مفتی می‌گوید: «ور ضرورت هست هم پرهیز به / ور خوری باری زمان آن بده». یعنی حتی اگر اضطرار هم هست، احتیاط و پرهیز بهتر است. و اگر خوردی، باید ضمانت کنی و تاوانش را بپردازی. این نشان می‌دهد که حتی در شرایط اضطرار نیز، مسئولیت اخلاقی از بین نمی‌رود و عمل نباید بدون جبران یا احتیاط صورت پذیرد.

این شیوهٔ مولانا، پرده‌برداری از زشتی «مال مردم‌خواری» است که با نام دین و فقه توجیه می‌شود. این پدیده، در طول تاریخ، بارها تکرار شده و همچنان می‌شود. مرحوم دهخدا در طنزهای خود به خوبی این موضوع را به تصویر کشیده بود، مثل حکایت آخوندی که گربه‌ای را به بهانهٔ اضطرار حلال می‌کند و می‌خورد. مولانا اینجا به ما می‌گوید که ریشهٔ این توجیهات در نفس حرص و هوایی است که پیش از هر عمل باید مهار شود: «آن زمان که حرص جنبید و هوس / آن زمان می‌گو که ای فریادرس». نه آنکه پس از ارتکاب گناه، به خواندن یاسین و انعام روی بیاوریم و افسوس و آه سر دهیم. این بیت، به عبارتی، فراخوانی است به یک فقه درونی، فقهی که نه بر ظاهر، که بر صدق باطن استوار است.

نکات کلیدی

  • صداقت درونی، معیار حقیقی ضرورت است، نه توجیهات ظاهری یا شرعی.
  • مولانا با این حکایت، فریب‌کاری دینی و حیله‌های شرعی برای توجیه گناه را برملا می‌کند.
  • انسان خود، مرجع تشخیص اضطرار خویش است و مسئولیت این تشخیص با اوست.
  • حرص و هوس باید پیش از اقدام کنترل شوند؛ ندامت پس از ارتکاب گناه، کارساز نیست.
  • این بیت هشداری است بر آفت مال مردم‌خواری که با پوشش دین توجیه می‌شود.

Sources: d6-s12 · 29:29 d6-s12 · 32:00 d6-s12 · 35:25

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.