لوستل دفتر ۶ د مرغ او ښکاري تر منځ مناظره په رهبانيت او د رهبانيت په معنی کې چې مصطفی (ص) خپل امت ته له هغه څخه منع کړې وه چې لا رهبانیة فی الاسلام بيت ۵۴۰

M6:540 — آن زمان که دیو می‌شد راه‌زن / آن زمان بایست یاسین خواندن

آن زمان که دیو می‌شد راه‌زنآن زمان بایست یاسین خواندن
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:540

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن هنگام که دیو راهزن می‌شد، همان لحظه بایست یاسین خواندن (و دست به دعا برداشتن). معنا: این بیت هشدار می‌دهد که باید در لحظهٔ آغاز وسوسه و خطر، به بیداری و دعا روی آورد و نه پس از آنکه کار از کار گذشت.

شرح

این بیت، هشداری عمیق و از جنس «علاج واقعه قبل از وقوع» است که مولانا بارها در مثنوی بر آن تأکید کرده است. مسئله این نیست که بعد از گرفتار شدن در دام، به قرآن پناه ببریم؛ مولانا با ظرافت می‌گوید آن زمان که دیوِ حرص و هوس یا غفلت، در حال تبدیل شدن به راهزن بود، در همان لحظهٔ آغازین، باید به بیداری معنوی و دعا روی می‌آوردیم. این «یاسین خواندن» نمادی از استعانت‌جویی از حق و حضور آگاهانه است.

مولانا این مفهوم را با حکایت پاسبانی بی‌فکر توضیح می‌دهد که دزدان تمام کاروان را غارت کردند و او تازه بعد از آن، شیپور می‌زد و طبل می‌کوبید که "ای کاروانیان، بیدار شوید!". وقتی به او اعتراض کردند که چرا در وقت خطر کاری نکردی، گفت که دزدان بسیار بودند و من یک نفر، و مرا با تهدید شمشیر ساکت کردند؛ "آن زمان از ترس بستم من دهان / این زمان چندان که خواهی هی کنم". این پاسبان، تمثیل انسانی است که در لحظهٔ ظهور وسوسه، سکوت می‌کند و در برابر دیو هوس تاب می‌آورد، اما پس از غارت شدن سرمایه‌های معنوی‌اش، به ناله و فغان می‌افتد که دیگر سودی ندارد.

اینجاست که مولانا تفاوت میان «وقت‌شناسی» و «وقت‌ناشناسی» را آشکار می‌کند. آنچه اهمیت دارد، حضور قلب و اقدام پیش‌گیرانه در برابر یورش دیوان درونی و بیرونی است. این «دود سیاه» که مولانا در ابیات قبلی از آن یاد می‌کند (پیش از آن بایست این دود سیاه)، همان آه و سوز و بیداری دل است که باید قبل از «خرابی بصره» — یعنی قبل از آنکه کار از کار بگذرد — از دل برخیزد.

البته مولانا، که همواره در پی رحمت و امید است، یک نکتهٔ ظریف دیگر را نیز اضافه می‌کند. حتی اگر از وقت گذشته باشد و ناله و زاری ما «بی‌نمک» و بی‌فایده به نظر برسد، باز هم بهتر از غفلت و بی‌خیالی مطلق است: «گرچه باشد بی‌نمک اکنون حنین / هست غفلت بی‌نمک‌تر زان یقین». یعنی هرچند که دعای پس از وقوع فاجعه دیگر قدرت پیشگیری ندارد، اما حداقل نشانه‌ای از تنبه و بیداری است و دری به سوی توبه و بازگشت می‌گشاید. این ناله‌ها، هرچند دیر، به درگاه خداوند قادر عرضه می‌شود که «از تو چیزی فوت کی شد ای اله»، زیرا از قدرت الهی هیچ چیز گم نمی‌شود و هیچ فرصتی از دست نمی‌رود. در نهایت، این بیت دعوتی است به حیات آگاهانه، بیداری مداوم و تکیه بر رحمت بی‌کران الهی، حتی در اوج درماندگی.

نکات کلیدی

  • اهمیت بیداری و اقدام پیش‌گیرانه در برابر وسوسه‌ها و خطرات معنوی.
  • بی‌فایده بودن ناله و زاری پس از وقوع فاجعه، در مقایسه با هوشیاری اولیه.
  • تمثیل پاسبان بی‌فکر: غفلت در لحظهٔ خطر و اقدام دیرهنگام و بی‌حاصل.
  • «یاسین خواندن» نماد استعانت‌جویی آگاهانه از حق در لحظهٔ آغازین تهدید.
  • هرچند اقدام دیرهنگام بی‌نمک است، اما از غفلت و بی‌خبری کامل بهتر است.
  • تکیه بر قدرت و رحمت الهی که هرگز چیزی از دستش نمی‌رود، حتی در اوج درماندگی.

Sources: d6-s12 · 00:35:25 d6-s12 · 02:05:04 d6-s12 · 02:45:48

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.