لوستل دفتر ۶ د مرغ لخوا په دام کې د ځان نیول د زاهد په فعل، مکر او فریب پورې اړوندول او د زاهد لخوا مرغ ته ځواب ورکول بيت ۵۷۲

M6:572 — جان من بستان تو ای جان را اصول / زانک بی‌تو گشته‌ام از جان ملول

جان من بستان تو ای جان را اصولزانک بی‌تو گشته‌ام از جان ملول
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:572

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جان مرا بستان، ای که تو خود اصل و اساس همه‌ی جان‌هایی؛ زیرا که بی‌تو از این جانِ خود نیز ملول و سیر شده‌ام. معنا: این بیت بیانگر اوج بیزاری عاشق از زندگی بدون معشوق است و درخواست فنا در حضرت او، چرا که اصل و اساس حیات خود اوست.

شرح

این بیت، در سلسله‌ای از ابیات شورانگیز و عاشقانهٔ مثنوی، اوج بی‌تابی و بی‌پرده‌گویی مولانا را در برابر معشوق الهی به نمایش می‌گذارد. اینجا سخن از گله‌ای عاشقانه است، نه شکایتی از سر یأس یا بی‌وفایی دنیا، بلکه ناله‌ای برخاسته از دل‌تنگی برای وصال مطلق.

مولانا با نهایت صراحت، که فقط از یک عاشقِ بی‌پروا برمی‌آید، می‌گوید: «جان من بستان تو ای جان را اصول». این «اصول جان» تعبیری بسیار عمیق است. من بارها گفته‌ام که مولانا خدا را نه فقط خالق جان، بلکه «اصل جان» می‌داند، یعنی اگر جان حیات‌بخش است، اگر هستی‌بخش است، ریشه‌اش، پایه و اساسش، خودِ خداوند است. جان ما از اوست و به او قائم است. وقتی عاشق درخواست می‌کند که «جانم را بستان»، در واقع می‌گوید: ای کسی که خود بنیاد و ریشهٔ جان‌ها هستی، این فرع را به اصل خود بازگردان. این بالاترین و ژرف‌ترین درخواست فناست؛ فنایی که عین وصال و بقاست.

علت این درخواست روشن است: «زان که بی‌تو گشته‌ام از جان ملول». «ملول شدن از جان» یعنی از خودِ حیات، از خودِ بودن، بیزار شدن. این خستگی نه از رنج‌های دنیوی یا مصیبت‌های روزگار است، بلکه از نفسِ بودنِ بدون حضور معشوق. زندگی‌ای که سایهٔ خداوند بر آن نباشد، برای عاشق بی‌معنا و ملال‌آور است. این حال، همان «خسران» حقیقی است که قرآن کریم از آن یاد می‌کند: «الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا». تلاشی که ثمربخش نباشد، حتی اگر به زعم خود انسان نیکو باشد، در نهایت به ملال و گمراهی می‌انجامد. برای عاشق، هیچ تلاشی سودمندتر از فنای در معشوق نیست.

من قبلاً هم اشاره کرده‌ام که مولانا برخلاف برخی عارفان که از شرم و حیا در برابر خداوند سخن می‌گویند، اینجا کاملاً بی‌پرده و بی‌واسطه با معشوق سخن می‌گوید، حتی گله می‌کند. اما این گله، نه گلهٔ سستی، بلکه گلهٔ شوق است. این بیت را باید در کنار ابیات پیشین و پسینش خواند تا عمق معنایش آشکار شود. پیش از این بیت، مولانا می‌گوید: «فیض تو ویران دکان و منزلم / چون ننالم؟ چون بیفشاری دلم؟» و سپس در ادامهٔ همین شوریدگی می‌افزاید: «چون گریزم زان که بی‌تو زنده نی / بی‌خداوندی‌ت بود بنده نی». اینها همه نشان از یک تعلق کامل و بی‌چون‌وچرا به معشوق دارد؛ جایی برای گریز نیست، حیات بدون او بی‌معناست، و اینجاست که درخواست نهایتِ وصل، یعنی فنا، سر برمی‌آورد.

به دنبال این بیت، مولانا شوریدگی خود را با این کلمات ادامه می‌دهد: «عاشقم من بر فن دیوانگی / سیرم از فرهنگ و از فرزانگی». این «فرهنگ» و «فرزانگی» در اینجا به معنای حیله‌گری و عقل خودبین است که مانع تسلیم کامل می‌شود. مولانا داستان آن عاشق را به یاد می‌آورد که در حضور معشوق، فهرستی از جانفشانی‌هایش را برمی‌شمرد، اما معشوق به او می‌گوید: «این همه کردی، نمردی، زنده‌ای / این بمیر ای یار جان‌بازنده‌ای». این «مردن» همان جان دادن و فنا شدن است که این بیت (جان من بستان...) اوج آن را بیان می‌کند. دیوانگی عاشقانه، برخلاف عقل حیله‌گر، راه وصال را می‌گشاید و مولانا از هر آنچه که این فنا را به تأخیر اندازد، ملول و سیر است.

نکات کلیدی

  • درخواست «جان بستان» اوج تمنای عاشق برای فنای در معشوق و وصال مطلق است.
  • «اصول جان» بودن خداوند، یعنی او ریشه و حقیقت وجودی همه جان‌هاست.
  • ملال از «جان» خود بدون حضور معشوق، نشانه‌ی بیزاری از نفس هستی است که از بی‌وصالی نشأت می‌گیرد.
  • این گله عاشقانه، نه از سر یأس، بلکه از شوق شدید و بی‌پروا برای اتحاد با مبدأ هستی است.
  • مولانا «مردن» (فنا) را شرط اصلی پذیرفته‌شدن در بساط معشوق می‌داند، نه صرفِ فهرست کردن خدمات و فداکاری‌ها.
  • عاشق، از «فرهنگ» (حیله‌گری) و «فرزانگی» (عقل خودبین) سیر است و فن «دیوانگی» را برای وصال برمی‌گزیند.

Sources: d6-s13 · 15:33:53 d6-s13 · 17:38:32 d6-s13 · 19:38:53 d6-s13 · 25:31:27 d6-s12 · 03:05:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.