لوستل دفتر ۶ د الموطد الکریم کتاب بشپړتیا بيت ۶۵

M6:65 — غالبست و چیر در هر دو جهان / شرح این غالب نگنجد در دهان

غالبست و چیر در هر دو جهانشرح این غالب نگنجد در دهان
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:65

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او در هر دو جهان، یعنی هم در این عالم و هم در عالم جان، غالب و پیروز است. شرح و بیان کامل این چیرگی و غلبه در دهان نمی‌گنجد و قابل وصف کامل نیست. معنا: این بیت به چیرگی مطلق پیامبر یا انسان کامل در هر دو بُعد هستی اشاره دارد و تأکید می‌کند که عمق و گسترهٔ این چیرگی فراتر از توان بیان کلامی است.

شرح

این بیت از آن جمله‌یابی‌های شگفت مولاناست که در نگاه اول شاید معنایی عام به ذهن آورد، اما مولانا خود پرده از راز آن برمی‌دارد. "غالب" در اینجا، بی‌هیچ تردیدی، اشاره به مقام و شوکت پیامبر اسلام، یا به تعبیری عام‌تر، انسان کامل دارد. پیامبر در هر دو جهان، یعنی هم در عالم تن و جسمانیت و هم در ساحت جان و معنویت، چیره‌دست و پیروز است.

ما نباید چیرگی پیامبر را تنها به فتوحات دنیوی محدود کنیم. نه، این مقامی بس والاتر است. پیامبر هم در قلمرو «جسم» غلبه دارد، به این معنا که اسلام می‌آفریند و تسلیم و فرمانبرداری را در کالبد جامعه می‌نشاند، و هم در قلمرو «جان» غلبه دارد، یعنی ایمان و باور قلبی را در نهاد انسان‌ها مستقر می‌سازد. این دو ساحت غلبه، از هم جدا نیستند و هر دو جلوه‌ای از یک نفوذ الهی‌اند.

اما بخش دوم بیت که می‌فرماید: "شرح این غالب نگنجد در دهان"، یک نکته‌ی معرفت‌شناختی بسیار عمیق دارد. مولانا می‌خواهد بگوید که حقیقت و عظمت این غالب و چیرگی او، فراتر از آن است که در ظرف کلام و زبان بشری جای بگیرد. این همان نکته‌ی کلیدی است که در بسیاری از آموزه‌های عرفانی می‌یابیم؛ حقایق وجودی و الهی، تجربه‌ی شهودی را می‌طلبند و نه صرفاً بیان مفهومی. نمی‌توان آن را به تمامی با الفاظ توضیح داد؛ تنها بخشی از آن را می‌توان ادا کرد، و برای درک تمام‌عیار، سالک را باید به دریای معنویت و جزیره‌ی مثنوی حواله داد. همان‌طور که مولانا خود می‌گوید، اگر تمام آب جیحون را نتوان کشید، لااقل از قدر تشنگی نباید بُرید و باید به دنبال آن آب حیات رفت. مثنوی خود اینجاست تا عطش را فرونشاند، اما نه با سخنان تئوریک، بلکه با شهود و تجربه‌ی معنا. مثنوی، جزیره‌ای‌ست در بحر معنوی، که فرصت تفرج و تامل می‌دهد، و سالک را به درون معنا می‌کشد.

نکات کلیدی

  • «غالب» در این بیت به مقام چیرگی پیامبر یا انسان کامل اشاره دارد، نه قدرت‌های دنیوی صرف.
  • چیرگی پیامبر هم در بُعد جسمانی (ایجاد اسلام) و هم در بُعد روحانی (ایجاد ایمان) است.
  • کمال و عظمت این چیرگی فراتر از ظرفیت زبان بشری برای بیان کامل آن است.
  • حقایق عمیق معرفتی نیازمند تجربه و شهودند، نه فقط بیان مفهومی و کلامی.
  • مثنوی مولانا خود "جزیره‌ای در بحر معنوی" است که برای درک این حقایق، راهگشای سالک است.

Sources: d6-s02 · 00:44:57 d6-s02 · 00:47:14 d6-s02 · 00:49:48

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.