لوستل دفتر ۶ د قوله (ص) موتوا قبل ان تموتوا تفسیر: مړه شه ای دوست له مرګ مخکې که ژوند غواړې چې ادریس په داسې مرګ جنتي شو له موږ مخکې بيت ۷۶۱

M6:761 — در همه عالم اگر مرد و زنند / دم به دم در نزع و اندر مردنند

در همه عالم اگر مرد و زننددم به دم در نزع و اندر مردنند
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:761

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در تمامی جهان، چه مرد و چه زن، / لحظه به لحظه در حال جان کندن و مردن هستند. معنا: مولانا می‌گوید همهٔ انسان‌ها، پیوسته و لحظه به لحظه، در حال تجربهٔ مرگ و میرند، گویی هر دَم جانی از تنشان می‌کَنند.

شرح

مولانا، پس از بیان معارف والایی چون ضرورتِ «مردن» برای «فهمیدن» حقایق هستی (این به مردن فهم آید، نه به عقل)، این بیت را برای مخاطبانِ عام‌تر و در مقام یک نتیجه‌گیری اخلاقی می‌آورد. او می‌گوید به مردم نگاه کنید، به «مرد و زنِ» این عالم. همه دم به دم در حال «نزع» و «مردن» هستند. «نزع» به معنای جان کندن و کندنِ روح از بدن است؛ انتزاع، یعنی کندن. این یک حقیقت جاری و ساری در عالم وجود است؛ هیچ‌کس را اطمینانی به لحظهٔ بعدی نیست. هر لحظه می‌تواند آخرین لحظهٔ حیات باشد، و هر نفسی می‌تواند آخرین نفس. این همان حقیقتی است که در روایات اسلامی نیز آمده که «نماز بخوانید چون نمازِ وداع‌کننده» و «گمان مبرید که بازگردید».

این درک از حیات، که هر لحظه نفسِ آخرین است، مولوی را به یک بصیرت اخلاقی بنیادین می‌رساند. او می‌گوید اگر ما با این نگاه به یکدیگر بنگریم – گویی که هر لحظه دیگری در حال وداع است – آنگاه کینه‌ها، حسادت‌ها و بغض‌ها از دل‌ها رخت برمی‌بندند. برای چه باید به دیگری حسادت ورزید، وقتی می‌دانیم که نه او و نه من، فردا نخواهیم بود؟ جایگاه‌ها، داشته‌ها و نداشته‌ها همگی در برابر این حقیقتِ «لحظه به لحظه مردن» رنگ می‌بازند و بی‌اهمیت می‌شوند. این نگرش، زمینه‌ساز رویش «عبرت» و «رحمت» در دل‌ها می‌شود؛ عبرت از فناپذیری و رحمت نسبت به موجودات فانی. مولانا خود می‌گوید اگر به این شکل به سخنان دیگران گوش فرا دهیم، گویی که «سخنشان را وصیت‌ها شمر»، زیرا ممکن است دیگر سخنی از ایشان به گوشمان نرسد. این طرز نگاه، بی‌تردید دل‌ها را به یکدیگر نزدیک‌تر کرده و بنیاد رذایل اخلاقی را سست می‌کند.

این بیت، با وجود ظاهر ساده‌اش، یک نگاه عمیق مولانا به ماهیت هستی و زمان را نیز آشکار می‌کند. هستی برای او جریانی پیوسته از شدن و نمردن است؛ نه سکون، بل که حرکت و زوال در هر لحظه. این «نزع و مردنِ» دم‌به‌دم، نشانه‌ای از پویایی و عدم ثبات عالم است و به‌نوعی تأکیدی است بر این‌که عالم پیوسته در حال نو شدن و از دست دادنِ گذشتهٔ خود است. این نه یک نگاه نومیدانه، بل که دعوتی است به زیستن در اکنون و درک حقیقتِ بی‌ثباتِ زندگی، و از این بی‌ثباتی، پند گرفتن و مسیر رحمت را در پیش گرفتن.

نکات کلیدی

  • مرگ نه یک رویداد نهایی، بلکه جریانی پیوسته و لحظه به لحظه است که در همهٔ موجودات جاری است.
  • آگاهی از «مردن دم به دم»، رذایل اخلاقی مانند حسادت، کینه و بغض را بی‌اثر می‌کند.
  • نگاه کردن به انسان‌ها از منظر وداع و فنا، دل‌ها را به یکدیگر نزدیک کرده و رحمت و شفقت می‌آفریند.
  • مولانا بین «مردن برای فهم» (عرفا) و «مردن لحظه به لحظه» (عوام) تمایز می‌گذارد؛ این بیت ناظر بر وجه اخلاقی-اجتماعی آن برای همگان است.
  • این بینش به زیستن در اکنون و قدردانی از هر لحظه، بدون وابستگی به آینده‌ای نامعلوم، دعوت می‌کند.

Sources: d6-s17 · 01:03:00 d6-s17 · 01:06:05 d6-s17 · 01:29:59

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.