لوستل دفتر ۶ د ابوبکر صدیق (رض) لخوا د بلال (رض) پیښې او پر هغه د یهودانو ظلم او د هغه احد احد ویل او د یهودانو د کینې زیاتیدل او د مصطفی (ص) په وړاندې د هغه قضیې بیان او د هغه په اخیستلو کې مشوره بيت ۹۶۲

M6:962 — شید آوردی که تا جغدان ما / مر ترا سازند شاه و پیشوا

شید آوردی که تا جغدان مامر ترا سازند شاه و پیشوا
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:962

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو فریب آوردی تا جغدهای ما، تو را شاه و پیشوای خود سازند. معنا: این بیت بیانگر اتهام جغدها به باز است که می‌پندارند باز با حیله و مکر آمده تا بر آن‌ها حاکم و راهبر شود و آن‌ها را به اطاعت از خود وادارد.

شرح

این بیت، یکی از اوج‌های تمثیل‌پردازی مولاناست که حکایت از کشاکش میان حقیقت و توهم، و مقاومت در برابر روشنایی دارد. جغدان در این حکایت، نماد کسانی‌اند که در ویرانه‌های دنیای مادی یا توهمات خود زندگی می‌کنند و به آن خو گرفته‌اند، تا بدانجا که ویرانه‌شان را «فردوس» و بهشت خود می‌پندارند. زندگی‌شان را لهو و لغو، سرگرمی و خوش‌گذرانی می‌دانند و از آن خشنودند. هرگونه سخنی که این آرامش کاذب را بر هم زند، مزاحمت تلقی می‌کنند و نمی‌خواهند جهان دیگری به آنان یادآوری شود؛ جهانی که آسایش فعلی‌شان را بر هم زند و خیالشان را مشوش کند.

در این میان، باز نماد پیامبران، عارفان و هر آن کس است که از «دیار سلطان» آمده و خبری از «قصر و ساعد شهریار» می‌آورد، یعنی از حقیقت برتر و دنیای معنوی سخن می‌گوید. باز، جغدان را از ویرانگی مسکنشان آگاه می‌کند و آن‌ها را به سوی واقعیتی فراتر فرامی‌خواند. اما جغدان این پیام روشنگرانه را «فضولی» و «فتنه و تشویش» می‌دانند. آن‌ها نمی‌توانند بپذیرند که آنچه خودشان بهشت می‌نامند، ویرانه‌ای بیش نیست. اینجاست که مقاومت آغاز می‌شود و به اتهام‌زنی می‌انجامد.

اتهام اصلی که در این بیت مورد بحث قرار می‌گیرد، این است که جغدان، نیت پاک باز را تحریف می‌کنند. آن‌ها می‌گویند: «شید آوردی که تا جغدان ما / مر ترا سازند شاه و پیشوا.» به عبارت دیگر، شما (بازان) این سخنان از عالم دیگر، این نشانه‌ها از قصر سلطان و این بیدارگری را فقط برای کسب قدرت و ریاست آورده‌اید. شما می‌خواهید ما را فریب دهید و بر ما حاکم شوید. این اعتراض، یک اعتراض قدیمی و تکراری در طول تاریخ در برابر پیامبران و مصلحان بوده است. همان‌طور که یزید، بنا بر روایات، در مورد بنی‌هاشم می‌گفت که «اینها با مُلک و سلطنت بازی کردند، نه خبری از آسمان آمد و نه وحیی نازل شد.» مولانا دقیقاً با تمثیل جغدها این اتهام را بازتاب می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه منکران و کسانی که چشم به ویرانه دوخته‌اند، هرگونه دعوت به تعالی را تلاشی برای تثبیت قدرت دنیوی تفسیر می‌کنند و حقیقت را «شید» و «ترهات» (یاوه‌گویی) می‌خوانند. این اتهام، در حقیقت، پرده از نگاه محدود و سودپرست خود اتهام‌زنندگان برمی‌دارد.

نکات کلیدی

  • بیت، اتهامی تاریخی به پیامبران را روایت می‌کند: کسانی که مدعی رهبری معنوی‌اند، در پی کسب قدرت دنیوی‌اند.
  • جغدان نماد کسانی‌اند که به توهمات دنیایی خود خو گرفته و هر بیدارگری را مزاحم می‌دانند.
  • آن‌ها که خود در پی منفعت‌اند، نیت پاک دیگران را با متر و معیار خود می‌سنجند و حقیقت را فریب می‌نامند.
  • مولانا نشان می‌دهد که مقاومت در برابر حقیقت، اغلب از ترس از دست دادن آسایش کاذب و جایگاه موجود نشأت می‌گیرد.
  • اتهام «شید آوردی» نشان‌دهنده ناتوانی در درک ماهیت غیردنیوی دعوت معنوی است.

Sources: d6-s21 · 00:16:59 d6-s21 · 00:20:20 d6-s21 · 00:23:02

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.