لوستل دفتر ۶ د ابوبکر صدیق (رض) لخوا د بلال (رض) پیښې او پر هغه د یهودانو ظلم او د هغه احد احد ویل او د یهودانو د کینې زیاتیدل او د مصطفی (ص) په وړاندې د هغه قضیې بیان او د هغه په اخیستلو کې مشوره بيت ۹۶۴

M6:964 — بر سرت چندان زنیم ای بد صفات / که بگویی ترک شید و ترهات

بر سرت چندان زنیم ای بد صفاتکه بگویی ترک شید و ترهات
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:964

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ما آن‌قدر بر سرت خواهیم کوفت، ای بدگهر، که از نیرنگ‌ها و یاوه‌سرایی‌هایت دست برداری. معنا: این بیت از زبان دشمنان حقیقت و دل‌بستگان به دنیای حقیر، خطاب به راهنمایان روحانی بیان می‌شود؛ به آن‌ها می‌گویند با ضرب و زور، از ادعاهای معنوی و افکار "ویرانگر"شان دست خواهند کشید.

شرح

در این بیت، مولانا پرده از یکی از عمیق‌ترین ریشه‌های مقاومت انسان در برابر حقیقت برمی‌دارد. این سخن از زبان «جغدان» گفته می‌شود که مولانا آن‌ها را نمادی از مردمان غافل و دل‌بسته به دنیای مادی می‌داند؛ کسانی که در ویرانه‌ای زندگی می‌کنند، اما آن را قصر می‌پندارند. آنان از «بازان» - یعنی پیامبران، عارفان و راهنمایان معنوی - به خشم می‌آیند. چرا؟ چون بازها از «دیار دیگر»، از «کاخ و ساعد شهریار» خبر می‌آورند؛ خبری که آرامش خوشایند و آسودگی خیال جغدان را بر هم می‌زند.

منطق جغدان این است: «مسکن ما را که شد رشک اثیر / تو خرابه خوانی و نام حقیر؟» آن‌ها ویرانهٔ زندگی خود را «رشک اثیر» می‌دانند و بازها را متهم می‌کنند که با یادآوری جهانی دیگر، زندگی کنونی آن‌ها را تلخ می‌کنند. مولانا در دفتر سوم مثنوی نیز از زبان قوم سبا نقل می‌کند که به پیامبران گفتند: «ما به لهو و لغو فربه گشته‌ایم... مرغ مرگ‌اندیش گشتیم از شما.» این اعتراضی از سر بی‌خبری و شیفتگی به جهان فانی است؛ آن‌ها نمی‌خواهند کسی ذهنشان را از خوش‌گذرانی‌های دنیوی منحرف کند.

اما اتهام عمیق‌تری که در این بیت مطرح می‌شود، اتهام «شید» و «ترهات» است. جغدان به بازان می‌گویند: «شید آوردی که تا جغدان ما / مر تو را سازند شاه و پیشوا.» آن‌ها مدعی‌اند که این سخنان معنوی و دعوت به عالم دیگر، صرفاً «حیله» و «یاوه‌گویی» (ترهات) است تا بازها به نام دین، به ریاست و سلطنت دست یابند. این تهمت دیرینه‌ای است که در طول تاریخ به پیامبران و اولیا زده شده است؛ همان‌گونه که به پیامبر اسلام نیز گفته بودند که بنی‌هاشم با قدرت بازی کرده‌اند و نه خبری در کار است و نه وحی‌ای.

مولانا با این تمثیل نشان می‌دهد که چگونه انسان‌های مادی‌گرا و قدرت‌طلب، برای حفظ وضعیت موجود و انکار حقیقتی که آرامش دروغینشان را بر هم می‌زند، به تحریف و اتهام متوسل می‌شوند. آن‌ها حتی تهدید به خشونت می‌کنند: «بر سرت چندان زنیم ای بدصفات / که بگویی ترک شید و ترهات.» این بیت تجلی مقاومت کورکورانه در برابر نور حقیقت است؛ نوری که «جغد چشم» را می‌آزارد و او را به واکنش خشن وامی‌دارد.

نکات کلیدی

  • مقاومت در برابر حقیقت: انسان‌ها اغلب به خاطر حفظ آرامش درونی و منافع دنیوی، حقیقت را پس می‌زنند.
  • اتهام ریاست‌طلبی: یکی از شگردهای منکران، متهم کردن رهبران روحانی به میل به قدرت است.
  • جغد و باز: تمثیلی از کسانی که به "ویرانه" دنیا دل بسته‌اند و کسانی که از "قصر" ملکوت خبر می‌دهند.
  • خوش‌باوری در لهو و لغو: انسان‌ها گاهی آنقدر در خوشگذرانی غرق می‌شوند که یادآوری مرگ و عالم دیگر را تلخ‌کام‌کننده می‌یابند.
  • «شید و ترهات»: برچسبی که منکران به سخنان معنوی می‌زنند تا اعتبار آن را از بین ببرند.

Sources: d6-s21 · 00:16:59 d6-s21 · 00:20:20 d6-s21 · 00:23:02

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.