دیوان شمس› غزل ۱۱۲۶› بیت ۷ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۲۶
- بر سر من چون کلاه ساز شها تختگاه در بر خود چون قبا تنگ بگیرم به بر
G1126:7
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 سست مکن زه که من تیر توام چارپر·روی مگردان که من یک دلهام نی دوسر
- 2 از تو زدن تیغ تیز وز دل و جان صد رضا·یک سخنم چون قضا نی اگرم نی مگر
- 3 گر بکشی ذوالفقار ثابتم و پایدار·نی بگریزم چو باد نی بمرم چون شرر
- 4 جان بسپارم به تیغ هیچ نگویم دریغ·از جهت زخم تیغ ساخت حقم چون سپر
- 5 تیغ زن ای آفتاب گردن شب را به تاب·ظلمت شبها ز چیست کوره خاک کدر
- 6 معدن صبرست تن معدن شکر است دل·معدن خندهست شش معدن رحمت جگر
- 7 بر سر من چون کلاه ساز شها تختگاه·در بر خود چون قبا تنگ بگیرم به بر
- 8 گفت کسی عشق را صورت و دست از کجا·منبت هر دست و پا عشق بود در صور
- 9 نی پدر و مادرت یک دمهای عشق باخت·چونک یگانه شدند چون تو کسی کرد سر
- 10 عشق که بیدست او دست تو را دست ساخت·بیسر و دستش مبین شکل دگر کن نظر
- 11 رنگ همه رویها آب همه جویها·مفخر تبریز دان شمس حق ای دیده ور
ganjoor: sh1126 · public domain