دیوان شمس غزل ۱۱۸۵ بیت ۱۰ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۸۵

  1. چو واگشت او پی او می‌دویدم دمی از پای ننشستم من امروز

G1185:10

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 چنان مستم چنان مستم من امروز·که از چنبر برون جستم من امروز
  2. 2 چنان چیزی که در خاطر نیابد·چنانستم چنانستم من امروز
  3. 3 به جان با آسمان عشق رفتم·به صورت گر در این پستم من امروز
  4. 4 گرفتم گوش عقل و گفتم ای عقل·برون رو کز تو وارستم من امروز
  5. 5 بشوی ای عقل دست خویش از من·که در مجنون بپیوستم من امروز
  6. 6 به دستم داد آن یوسف ترنجی·که هر دو دست خود خستم من امروز
  7. 7 چنانم کرد آن ابریق پر می·که چندین خنب بشکستم من امروز
  8. 8 نمی‌دانم کجایم لیک فرخ·مقامی کاندر او هستم من امروز
  9. 9 بیامد بر درم اقبال نازان·ز مستی در بر او بستم من امروز
  10. 10 چو واگشت او پی او می‌دویدم·دمی از پای ننشستم من امروز
  11. 11 چو نحن اقربم معلوم آمد·دگر خود را بنپرستم من امروز
  12. 12 مبند آن زلف شمس الدین تبریز·که چون ماهی در این شستم من امروز

ganjoor: sh1185 · public domain