دیوان شمس› غزل ۱۲۴۸› بیت ۳ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۴۸
- چون ز خود بیگانه گشتی رو یگانه مطلقی بعد از آن خواهی وفا کن خواه رو بیگانه باش
G1248:3
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 ساقیا بیگه رسیدی می بده مردانه باش·ساقی دیوانگانی همچو می دیوانه باش
- 2 سر به سر پر کن قدح را موی را گنجا مده·وان کز این میدان بترسد گو برو در خانه باش
- 3 چون ز خود بیگانه گشتی رو یگانه مطلقی·بعد از آن خواهی وفا کن خواه رو بیگانه باش
- 4 درهای باصدف را سوی دریا راه نیست·گر چنان دریات باید بیصدف دردانه باش
- 5 بانگ بر طوفان بزن تا او نباشد خیره کش·شمع را تهدید کن کای شمع چون پروانه باش
- 6 کاسه سر را تهی کن وانگهی با سر بگو·کای مبارک کاسه سر عشق را پیمانه باش
- 7 لانه تو عشق بودست ای همای لایزال·عشق را محکم بگیر و ساکن این لانه باش
ganjoor: sh1248 · public domain