دیوان شمس غزل ۱۲۶۵ بیت ۳ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۶۵

  1. من جسم و جان ندانم من این و آن ندانم من در جهان ندانم جز چشم پرخمارش

G1265:3

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش·وان جان که هست این جان وین عقل مستعارش
  2. 2 هر لحظه اختیاری نو نو دهد به جان‌ها·وین اختیارها را بشکسته اختیارش
  3. 3 من جسم و جان ندانم من این و آن ندانم·من در جهان ندانم جز چشم پرخمارش
  4. 4 آن روی همچو روزش وان رنگ دلفروزش·وان لطف توبه سوزش وان خلق چون بهارش
  5. 5 عشقش بلای توبه داده سزای توبه·آخر چه جای توبه با عشق توبه خوارش
  6. 6 چون دوست و دشمن او هستند رهزن او·ماییم و دامن او بگرفته استوارش
  7. 7 از عشق جام و دورش شاید کشید جورش·چون گوش دوست داری می‌بوس گوشوارش
  8. 8 من حلقه‌های زلفش از عشق می‌شمارم·ور نه کجا رسد کس در حد و در شمارش
  9. 9 لطفش همی‌شمارم دل با دم شمرده·جانیش بخش آخر ای کشته زار زارش

ganjoor: sh1265 · public domain