دیوان شمس› غزل ۱۳۸۶› بیت ۸ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۸۶
- ای بلبل آمد داد تو، من بندهٔ فریاد تو تو شاد گل، ما شاد تو، کی شکر این احسان کنیم؟!
G1386:8
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 آمد بهار ای دوستان، منزل به سروستان کنیم·تا بختِ در رو خفته را، چون بخت سروْ اِستان کنیم
- 2 همچون غریبان چمن بیپا روان گشته به فن·هم بسته پا هم گام زن عزم غریبستان کنیم
- 3 جانی که رست از خاکدان نامش روان آمد روان·ما جان زانوبسته را هم منزل ایشان کنیم
- 4 ای برگ، قوّت یافتی تا شاخ را بشکافتی·چون رستی از زندان؟ بگو تا ما در این حبس آن کنیم
- 5 ای سرو، بر سرور زدی تا از زمین سر ورزدی·سرور چه سیر آموختت؟ تا ما در آن سیران کنیم
- 6 ای غنچه، گلگون آمدی، وز خویش بیرون آمدی·با ما بگو چون آمدی؟ تا ما ز خود خیزان کنیم
- 7 آن رنگ عبهر از کجا؟ وان بوی عنبر از کجا؟·وین خانه را در از کجا؟ تا خدمت دربان کنیم
- 8 ای بلبل آمد داد تو، من بندهٔ فریاد تو·تو شاد گل، ما شاد تو، کی شکر این احسان کنیم؟!
- 9 ای سبزپوشان چون خضر، ای غیبها گویان به سر·تا حلقهٔ گوش از شما، پُر دُرّ و پُرمرجان کنیم
- 10 بشنو ز گلشن رازها، بیحرف و بیآوازها·برساخت بلبل سازها، گر فهم آن دستان کنیم
- 11 آواز قمری تا قمر بررفت و طوطی بر شکر·میآورد الحانتر، جان مست آن الحان کنیم
ganjoor: sh1386 · public domain