دیوان شمس› غزل ۱۴۰۹› بیت ۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۰۹
- گرچه برفتی از برم آن بنرفت از سرم بر سر ره بیا ببین بر سر ره فتادهام
G1409:2
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 ای تو بداده در سحر از کف خویش بادهام·ناز رها کن ای صنم راست بگو که دادهام
- 2 گرچه برفتی از برم آن بنرفت از سرم·بر سر ره بیا ببین بر سر ره فتادهام
- 3 چشم بدی که بد مرا حسن تو در حجاب شد·دوختم آن دو چشم را چشم دگر گشادهام
- 4 چون بگشاید این دلم جز به امید عهد دوست·نامه عهد دوست را بر سر دل نهادهام
- 5 زاده اولم بشد زاده عشقم این نفس·من ز خودم زیادتم زانک دو بار زادهام
- 6 چون ز بلاد کافری عشق مرا اسیر برد·همچو روان عاشقان صاف و لطیف و سادهام
- 7 من به شهی رسیدهام زلف خوشش کشیدهام·خانه شه گرفتهام گرچه چنین پیادهام
- 8 از تبریز شمس دین بازبیا مرا ببین·مات شدم ز عشق تو لیک از او زیادهام
ganjoor: sh1409 · public domain