دیوان شمس غزل ۱۴۱۰ بیت ۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۱۰

  1. برف بدم گداختم تا که مرا زمین بخورد تا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم

G1410:2

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم·دیو نیم پری نیم از همه چون نهان شدم
  2. 2 برف بدم گداختم تا که مرا زمین بخورد·تا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم
  3. 3 نیستم از روان‌ها بر حذرم ز جان‌ها·جان نکند حذر ز جان چیست حذر چو جان شدم
  4. 4 آنک کسی گمان نبرد رفت گمان من بدو·تا که چنین به عاقبت بر سر آن گمان شدم
  5. 5 از سر بیخودی دلم داد گواهیی به دست·این دل من ز دست شد و آنچ بگفت آن شدم
  6. 6 این همه ناله‌های من نیست ز من همه از اوست·کز مدد می لبش بی‌دل و بی‌زبان شدم
  7. 7 گفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی·من ز برای این سخن شهره عاشقان شدم
  8. 8 جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من·من به جهان چه می کنم چونک از این جهان شدم

ganjoor: sh1410 · public domain