دیوان شمس› غزل ۱۶۰۴› بیت ۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۰۴
- ز من ای ساقی مردان نفسی روی مگردان دل من مشکن اگر نه قدح و شیشه شکستم
G1604:2
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم·بده ای حاتم عالم قدح زفت به دستم
- 2 ز من ای ساقی مردان نفسی روی مگردان·دل من مشکن اگر نه قدح و شیشه شکستم
- 3 قدحی بود به دستم بفکندم بشکستم·کف صد پای برهنه من از آن شیشه بخستم
- 4 تو بدان شیشه پرستی که ز شیشه است شرابت·می من نیست ز شیره ز چه رو شیشه پرستم
- 5 بکش ای دل می جانی و بخسب ایمن و فارغ·که سر غصه بریدم ز غم و غصه برستم
- 6 دل من رفت به بالا تن من رفت به پستی·من بیچاره کجایم نه به بالا نه به پستم
- 7 چه خوش آویخته سیبم که ز سنگت نشکیبم·ز بلی چون بشکیبم من اگر مست الستم
- 8 تو ز من پرس که این عشق چه گنج است و چه دارد·تو مرا نیز از او پرس که گوید چه کسستم
- 9 به لب جوی چه گردی بجه از جوی چو مردی·بجه از جوی و مرا جو که من از جوی بجستم
- 10 فلئن قمت اقمنا و لئن رحت رحلنا·چو بخوردی تو بخوردم چو نشستی تو نشستم
- 11 منم آن مست دهلزن که شدم مست به میدان·دهل خویش چو پرچم به سر نیزه ببستم
- 12 چه خوش و بیخود شاهی هله خاموش چو ماهی·چو ز هستی برهیدم چه کشی باز به هستم
ganjoor: sh1604 · public domain