دیوان شمس› غزل ۱۶۶۵› بیت ۷ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۶۵
- بر سر گنجی چو ماری خفتهای من چو مار خسته پیچانت کنم
G1665:7
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 عاشقی بر من پریشانت کنم·کم عمارت کن که ویرانت کنم
- 2 گر دو صد خانه کنی زنبوروار·چون مگس بیخان و بیمانت کنم
- 3 تو بر آنک خلق را حیران کنی·من بر آنک مست و حیرانت کنم
- 4 گر کُهِ قافی تو را چون آسیا·آرم اندر چرخ و گردانت کنم
- 5 ور تو افلاطون و لقمانی به علم·من به یک دیدار نادانت کنم
- 6 تو به دست من چو مرغی مردهای·من صیادم دام مرغانت کنم
- 7 بر سر گنجی چو ماری خفتهای·من چو مار خسته پیچانت کنم
- 8 خواه دلیلی گو و خواهی خود مگو·در دلالت عین برهانت کنم
- 9 خواه گو لاحول خواهی خود مگو·چون شُهُب لاحول شیطانت کنم
- 10 چند می باشی اسیر این و آن·گر برون آیی از این آنت کنم
- 11 ای صدف چون آمدی در بحر ما·چون صدفها گوهرافشانت کنم
- 12 بر گلویت تیغها را دست نیست·گر چو اسماعیل قربانت کنم
- 13 چون خلیلی هیچ از آتش مترس·من ز آتش صد گلستانت کنم
- 14 دامن ما گیر اگر تردامنی·تا چو مه از نور دامانت کنم
- 15 من همایم سایه کردم بر سرت·تا که افریدون و سلطانت کنم
- 16 هین قرائت کم کن و خاموش باش·تا بخوانم عین قرآنت کنم
ganjoor: sh1665 · public domain