دیوان شمس› غزل ۱۶۷۹› بیت ۷ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۷۹
- گفت اگر در سر تو شور من است از تو من یک سر مو نگذارم
G1679:7
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 من اگر مستم اگر هشیارم·بنده چشم خوش آن یارم
- 2 بیخیال رخ آن جان و جهان·از خود و جان و جهان بیزارم
- 3 بنده صورت آنم که از او·روز و شب در گل و در گلزارم
- 4 این چنین آینهای می بینم·چشم از این آینه چون بردارم
- 5 دم فروبستهام و تن زدهام·دم مده تا علالا برنارم
- 6 بت من گفت منم جان بتان·گفتم این است بتا اقرارم
- 7 گفت اگر در سر تو شور من است·از تو من یک سر مو نگذارم
- 8 منم آن شمع که در آتش خود·هر چه پروانه بود بسپارم
- 9 گفتمش هر چه بسوزی تو ز من·دود عشق تو بود آثارم
- 10 راست کن لاف مرا با دیده·جز چنان راست نیاید کارم
- 11 من ز پرگار شدم وین عجب است·کاندر این دایره چون پرگارم
- 12 ساقی آمد که حریفانه بده·گفتم اینک به گرو دستارم
- 13 غلطم سر بستان لیک دمی·مددم ده قدری هشیارم
- 14 آن جهان پنهان را بنما·کاین جهان را به عدم انگارم
ganjoor: sh1679 · public domain