دیوان شمس› غزل ۱۷۲۳› بیت ۹ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۲۳
- تو را که دزد گرفتم سپردمت به عوان که یافت شد به جوال تو صاع انبارم
G1723:9
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 نیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم·که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم
- 2 به ذات پاک من و آفتاب سلطنتم·که من تو را نگذارم، به لطف بردارم
- 3 رخ تو را ز شعاعات خویش نور دهم·سر تو را به ده انگشت مغفرت خارم
- 4 هزار ابر عنایت بر آسمان رضاست·اگر ببارم از آن ابر بر سرت بارم
- 5 ببستهست میان ، لطفِ من به تیمارت·که دیدهای برکاتِ وصال و تیمارم
- 6 هزار شربت شافی به مهر میجوشد·از آن شبی که بگفتی به من که «بیمارم»
- 7 بیا به پیش که تا سرمهٔ نو اَت بکشم·که چشمروشن باشی به فهمِ اسرارم
- 8 ز خاصِ خاصِ خودم لطف کی دریغ آید؟·که از کمال کرم دستگیر اغیارم
- 9 تو را که دزد گرفتم سپردمت به عوان·که یافت شد به جوال تو صاع انبارم
- 10 تو خیره در سبب قهر و گفت ممکن نی·هزار لطف در آن بود اگر چه قهارم
- 11 نه ابن یامین زان زخم یافت یوسف خویش؟·به چشم لطف نظر کن به جمله آثارم
- 12 به خلوتش همه تأویل آن بیان فرمود·که من گزاف کسی را به غم نیازارم
- 13 خموش کردم تا وقت خلوت تو رسد·ولی مبر تو گمان بد، ای گرفتارم!
ganjoor: sh1723 · public domain