دیوان شمس› غزل ۱۸۱۶› بیت ۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۱۶
- رفت شب و این دل من پاک نشد از گل من ساقی مستقبل من کو قدح احمر من
G1816:2
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 آینهای بزدایم از جهت منظر من·وای از این خاک تنم تیره دل اکدر من
- 2 رفت شب و این دل من پاک نشد از گل من·ساقی مستقبل من کو قدح احمر من
- 3 رفت دریغا خر من مرد به ناگه خر من·شکر که سرگین خری دور شدهست از در من
- 4 مرگ خران سخت بود در حق من بخت بود·زانک چو خر دور شود باشد عیسی بر من
- 5 از پی غربیل علف چند شدم مات و تلف·چند شدم لاغر و کژ بهر خر لاغر من
- 6 آنچ که خر کرد به من گرگ درنده نکند·رفت ز درد و غم او حق خدا اکثر من
- 7 تلخی من خامی من خواری و بدنامی من·خون دل آشامی من خاک از او بر سر من
- 8 شارِقِ من فارقِ من از نظرِ خالقِ من·شمع کُشی دیده کَنی در نظر و منظر من
ganjoor: sh1816 · public domain