دیوان شمس غزل ۱۸۲۰ بیت ۵ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۲۰

  1. چند گزی بر جگرش چند کنی قصد سرش چند دهی بد خبرش کار چنین است و چنین

G1820:5

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین·صبر تو کو ای صابر ای همه صبر و تمکین
  2. 2 ما دو سه کس نو مرده منتظر آن پرده·زنده شویم از تلقین بازرهیم از تکفین
  3. 3 هی به سلف نفخی کن پیشتر از یوم الدین·تا شنود چرخ فلک از حشر تو تحسین
  4. 4 هی به زبان ما گو رمز مگو پیدا گو·چند خوری خون به ستم ای همه خویت خونین
  5. 5 چند گزی بر جگرش چند کنی قصد سرش·چند دهی بد خبرش کار چنین است و چنین
  6. 6 چند کنی تلخ لبش چند کنی تیره شبش·ای لب تو همچو شکر ای شب تو خلد برین
  7. 7 هیچ عسل زهر دهد یا ز شکر سرکه جهد·مغلطه تا چند دهی ای غلط انداز مهین
  8. 8 هر چه کنی آن لب تو باشد غماز شکر·هر حرکت که تو کنی هست در آن لطف دفین
  9. 9 سرو چه ماند به خسی زر به چه ماند به مسی·تو به چه مانی به کسی ای ملک یوم الدین

ganjoor: sh1820 · public domain