دیوان شمس› غزل ۱۸۶۱› بیت ۷ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۶۱
- با بلبل بستانی همدست شدن دستی با طوطی روحانی اندر شکر افتادن
G1861:7
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 ای قاعده مستان در همدگر افتادن·استیزه گری کردن در شور و شر افتادن
- 2 عاشق بتر از مست است عاشق هم از آن دست است·گویم که چه باشد عشق در کان زر افتادن
- 3 زر خود چه بود عاشق سلطان سلاطین است·ایمن شدن از مردن وز تاج سر افتادن
- 4 درویش به دلق اندر و اندر بغلش گوهر·او ننگ چرا دارد از در به در افتادن
- 5 مست آمد دوش آن مه افکنده کمر در ره·آگه نبد از مستی او از کمر افتادن
- 6 گفتم که دلا برجه می بر کف جان برنه·کافتاد چنین وقتی وقت است درافتادن
- 7 با بلبل بستانی همدست شدن دستی·با طوطی روحانی اندر شکر افتادن
- 8 من بیدل و دل داده در راه تو افتاده·والله که نمیدانم جای دگر افتادن
- 9 گر جام تو بشکستم مستم صنما مستم·مستم مهل از دستم و اندر خطر افتادن
- 10 این قاعده نوزاد است وین رسم نو افتادهست·شیشه شکنی کردن در شیشه گر افتادن
ganjoor: sh1861 · public domain