دیوان شمس› غزل ۱۹۷۷ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1977 · ۸ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۹۷۷
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1977:1 در ستایشهای شمس الدین نباشم مفتتنتا تو گویی کاین غرض نفی من است از لا و لن
- G1977:2 چونک هست او کل کل صافی صافی کمالوصف او چون نوبهار و وصف اجزا یاسمن
- G1977:3 هر یکی نوعی گلی و هر یکی نوعی ثمراو چو سرمجموع باغ و جان جان صد چمن
- G1977:4 چون ستودی باغ را پس جمله را بستودهایچون ستودی حق را داخل شود نقش وثن
- G1977:5 ور وثن را مدح گویی نیست داخل حسن حقگرچه هم می بازگردد آن به خالق فاعلمن
- G1977:6 لیک باقی وصفها بستوده باشی جزو درشمس حق و دین چو دریا کی شود داخل بدن
- G1977:7 حق همیگوید منم هش دار ای کوته نظرشمس حق و دین بهانهست اندر این برداشتن
- G1977:8 هر چه تو با فخر تبریز آوری بیخردگیآن به عین ذات من تو کردهای ای ممتحن
ganjoor: sh1977 · public domain