دیوان شمس› غزل ۲۰۳۸› بیت ۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۰۳۸
- جانی که برفروزد در عشق تو بسوزد خواهی که تازه گردد در حوض کوثرش زن
G2038:6
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن·ای سرفراز مردی مردانه بر سرش زن
- 2 چون آتش آر حمله کو هیزم است جمله·از آتش دل خود در خشک و در ترش زن
- 3 گر بحر با تو کوشد در کین تو بجوشد·آتش کن آب او را در در و گوهرش زن
- 4 هر تیر کز تو پرد هفت آسمان بدرد·ای قاب قوس تیری بر پشت اسپرش زن
- 5 هر کس که بیسر آید تو دست بر سرش نه·و آن کس که باسر آید تو زخم خنجرش زن
- 6 جانی که برفروزد در عشق تو بسوزد·خواهی که تازه گردد در حوض کوثرش زن
- 7 از لعل می فروشت سرمست کن جهان را·بستان ز زهره چنگش بر جام و ساغرش زن
- 8 ای شمس حق تبریز هر کس که منکر آید·از جذب نور ایمان در جان کافرش زن
ganjoor: sh2038 · public domain