دیوان شمس› غزل ۲۰۶۲› بیت ۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۰۶۲
- مشک و سقا سیر شد از جگر گرم من هیچ به جز آب نیست لذت و دلخواه من
G2062:2
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من·سیر مشو هم تو نیز زین دل آگاه من
- 2 مشک و سقا سیر شد از جگر گرم من·هیچ به جز آب نیست لذت و دلخواه من
- 3 درشکنم کوزه را پاره کنم مشک را·روی به دریا نهم نیست جز این راه من
- 4 چند شود تر زمین از مدد اشک من·چند بسوزد فلک از تبش و آه من
- 5 چند بگوید دلم وای دلم وای دل·چند بگوید لبم راز شهنشاه من
- 6 رو سوی بحری کز او هر نفسی موج موج·آمد و اندرربود خیمه و خرگاه من
- 7 آب خوشی جوش کرد نیم شب از خانهام·یوسف حسن اوفتاد ناگه در چاه من
- 8 ز آب رخ یوسفی خرمن من سیل برد·دود برآمد ز دل سوخته شد کاه من
- 9 خرمن من گر بسوخت باک ندارم خوشم·صد چو مرا بس بود خرمن آن ماه من
- 10 عقل نخواهم بس است دانش و علمش مرا·شمع رخ او بس است در شب بیگاه من
- 11 گفت کسی کاین سماع جاه و ادب کم کند·جاه نخواهم که عشق در دو جهان جاه من
- 12 در پی هر بیت من گویم پایان رسید·چون ز سرم میبرد آن شه آگاه من
ganjoor: sh2062 · public domain