دیوان شمس غزل ۲۰۶۳ بیت ۳ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۰۶۳

  1. هین که نه‌ای بی‌زبان پیش چنین جان‌ها قصه نی بی‌زبان نعره جان بی‌دهان

G2063:3

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 ای رخ خندان تو مایه صد گلستان·باغ خدایی درآ خار بده گل ستان
  2. 2 جامه تن را بکن جان برهنه ببین·جان برهنه خوش است تا چه کنی جامه دان
  3. 3 هین که نه‌ای بی‌زبان پیش چنین جان‌ها·قصه نی بی‌زبان نعره جان بی‌دهان
  4. 4 آمد امروز یار گفت سلام علیک·چرخ و زمین را مجو از نفسش آن زمان
  5. 5 خسرو خوبان بخواست از صنمان سرخراج·خاست غریو از فلک وز سوی مه کالامان
  6. 6 لعل لب او که دور از لب و دندان تو·خواند فسون‌های عشق خواجه ببین این نشان
  7. 7 آمد غماز عشق گفت در این گوش من·یار میان شماست خوب و لطیف و نهان
  8. 8 دامن دل را کشید یار به یک گوشه‌ای·گوشه بس بوالعجب زان سوی هفت آسمان
  9. 9 گفت ترایم ولیک هر که بگوید ز من·شرح دهد از لبم ده بزنش بر دهان
  10. 10 و آنک بگوید ز تو برد مرا و تو را·و آنک بگوید ز من دور شد از هر دوان

ganjoor: sh2063 · public domain