دیوان شمس› غزل ۲۱۰› بیت ۱۰ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۰
- آهوی آن نرگسش صید کند جز که شیر راست شود روح چون کژ کند ابرویها
G210:10
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 گر نه تهی باشدی بیشتر این جویها·خواجه چرا میدود تشنه در این کویها؟
- 2 خُم که در او باده نیست هست خُم از باد پر·خُمِ پر از باد کی سرخ کند رویها؟
- 3 هست تهی خارها نیست در او بوی گل·کور بجوید ز خار لطف گل و بویها
- 4 با طلب آتشین روی چو آتش ببین·بر پی دودش برو زود در این سویها
- 5 در حجب مشک موی روی ببین اه چه روی·آنک خدایش بشست دور ز روشویها
- 6 بر رخ او پرده نیست جز که سر زلف او·گاه چو چوگان شود گاه شود گویها
- 7 از غلط عاشقان از تبش روی او·صورت او میشود بر سر آن مویها
- 8 هی که بسی جانها موی به مو بستهاند·چون مگسان شَستهاند بر سر چربویها
- 9 باده چو از عقل برد رنگ ندارد رواست·حسن تو چون یوسفیست تا چه کنم خویها
- 10 آهوی آن نرگسش صید کند جز که شیر·راست شود روح چون کژ کند ابرویها
- 11 مفخر تبریزیان شمس حق بیزیان·توی به تو عشق توست باز کن این تویها
ganjoor: sh210 · public domain