دیوان شمس› غزل ۲۲۲۳› بیت ۱۵ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۲۲۳
- خاک خشکی مست شد تر میزند آن توست این آن توست این آن تو
G2223:15
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 ای همه سرگشتگان مهمان تو·آفتاب از آسمان پرسان تو
- 2 چشم بد از روی خوبت دور باد·ای هزاران جان فدای جان تو
- 3 چون فدا گردند جاویدان شوند·ز آنک اکسیر است جان را کان تو
- 4 گاو و بزغاله و بره گردون چرخ·باد ای ماه بتان قربان تو
- 5 ز آنک قربانها همه باقی شوند·در هوای عید بیپایان تو
- 6 در سرای عصمت یزدان توی·بخت و دولت روز و شب دربان تو
- 7 ای خدا این باغ را سرسبز دار·در بهارستان بینقصان تو
- 8 تا ملایک میوه از وی میکشند·میچرند از نخل و سیبستان تو
- 9 این شکرخانه همیشه باز باد·پرنبات و شکر پنهان تو
- 10 آب این جو ای خدا تیره مباد·تا به هر سو میرود ز احسان تو
- 11 این دعا را یا رب آمین هم تو کن·ای دعا آن تو آمین آن تو
- 12 چنگ و قانون جهان را تارهاست·ناله هر تار در فرمان تو
- 13 من بخفتم تو مرا انگیختی·تا چو گویم در خم چوگان تو
- 14 ور نه خاکی از کجا عشق از کجا·گر نبودی جذبههای جان تو
- 15 خاک خشکی مست شد تر میزند·آن توست این آن توست این آن تو
- 16 دی مرا پرسید لطفش کیستی·گفتم ای جان گربه در انبان تو
- 17 گفت ای گربه بشارت مر تو را·که تو را شیری کند سلطان تو
- 18 من خمش کردم توام نگذاشتی·همچو چنگم سخره افغان تو
ganjoor: sh2223 · public domain