دیوان شمس غزل ۲۴۵۴ بیت ۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۵۴

  1. لیلی و مجنون عجب هر دو به یک پوست درون آینهٔ هر دو توی لیک درون نمدی

G2454:6

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی·عاشق او شو که دهد ملکت عیش ابدی
  2. 2 چونک سپید است و سیه روز و شب عمر همه·عمر دگر جو که بود ساده چو نور صمدی
  3. 3 ای تو فرورفته به خود گاه از آن گور و لحد·غافل از این لحظه که تو در لحد بود خودی
  4. 4 دیدن روزی ده تو رزق حلال است تو را·گرم به دکان چه روی در پی رزق عددی
  5. 5 نادره طوطی که توی کان شکر باطن تو·نادره بلبل که توی گلشنی و لعل خدی
  6. 6 لیلی و مجنون عجب هر دو به یک پوست درون·آینهٔ هر دو توی لیک درون نمدی
  7. 7 عالم جان بحر صفا صورت و قالب کف او·بحر صفا را بنگر چنگ در این کف چه زدی
  8. 8 هیچ قراری نبود بر سر دریا کف را·ز آنک قرارش ندهد جنبش موج مددی
  9. 9 ز آنک کف از خشک بود لایق دریا نبود·نیک به نیکی رود و بد برود سوی بدی
  10. 10 کف همگی آب شود یا به کناری برود·ز آنک دورنگی نبود در دل بحر احدی
  11. 11 موج برآید ز خود و در خود نظاره کند·سجده کنان کای خود من آه چه بیرون ز حدی
  12. 12 جمله جان‌هاست یکی وین همه عکس ملکی·دیده احول بگشا خوش نگر ار باخردی

ganjoor: sh2454 · public domain