دیوان شمس غزل ۲۵۴۲ بیت ۷ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۴۲

  1. چو مست دیدن اویم دو دست از شرم واشویم بگیرم در رهش گویم که ای مولا اغاپوسی

G2542:7

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغاپوسی·بزن ای باد بر زلفش که ای زیبا اغاپوسی
  2. 2 گر اینجایی گر آنجایی وگر آیی وگر نایی·همه قندی و حلوایی زهی حلوا اغاپوسی
  3. 3 ملامت نشنوم هرگز نگردم در طلب عاجز·نباشد عشق بازیچه بیا حقا اغاپوسی
  4. 4 اگر در خاک بنهندم توی دلدار و دلبندم·وگر بر چرخ آرندم از آن بالا اغاپوسی
  5. 5 اگر بالای که باشم چو رهبان عشق تو جویم·وگر در قعر دریاام در آن دریا اغاپوسی
  6. 6 ز تاب روی تو ماها ز احسان‌های تو شاها·شده زندان مرا صحرا در آن صحرا اغاپوسی
  7. 7 چو مست دیدن اویم دو دست از شرم واشویم·بگیرم در رهش گویم که ای مولا اغاپوسی
  8. 8 دلارام خوش روشن ستیزه می‌کند با من·بیار ای اشک و بر وی زن بگو ایلا اغاپوسی
  9. 9 تو را هر جان همی‌جوید که تا پای تو را بوسد·ندارد زهره تا گوید بیا اینجا اغاپوسی
  10. 10 وگر از بنده سیرآبی بگیری خشم و دیر آیی·بماند بی‌کس و تنها تو را تنها اغاپوسی
  11. 11 بیا ای باغ و ای گلشن بیا ای سرو و ای سوسن·برای کوری دشمن بگو ما را اغاپوسی
  12. 12 بیا پهلوی من بنشین به رسم و عادت پیشین·بجنبان آن لب شیرین که مولانا اغاپوسی
  13. 13 منم نادان توی دانا تو باقی را بگو جانا·به گویایی افیغومی به ناگویا اغاپوسی

ganjoor: sh2542 · public domain