دیوان شمس› غزل ۲۶۳۶› بیت ۱۲ → مخکنۍ
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۳۶
- بیحرف سخن گوی که تا خصم نگوید کاین گفت کسان است و سخنهای کتابی
G2636:12
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی·گر دلشدهای چند پی نان و کبابی
- 2 آتش خور در عشق به مانند شترمرغ·اندر عقب طعمه چه شاگرد عقابی
- 3 لقمه دهدت تا کند او لقمه خویشت·این چرخ فریبنده و این برق سحابی
- 4 هین لقمه مخور لقمه مشو آتش او را·بیلقمه او در دل و جان رزق بیابی
- 5 آن وقت که از ناف همیخورد تنت خون·نی حلق و گلو بود و نه خرمای رطابی
- 6 آن ماهی چه خوردهست که او لقمه ما شد·در چشم نیاید خورش مردم آبی
- 7 از نعمت پنهان خورد این نعمت پیدا·زان راه شود فربه و زان ماه خضابی
- 8 گر ز آنک خرابت کند این عشق برونی·چون سنبله شد دانه در این روز خرابی
- 9 آن سنبله از خاک برآورد سر و گفت·من مردم و زنده شدم از داد ثوابی
- 10 خواهی که قیامت نگری نقد به باغ آی·نظاره سرسبزی اموات ترابی
- 11 ماییم که پوسیده و ریزیده خاکیم·امروز چو سرویم سرافراز و خطابی
- 12 بیحرف سخن گوی که تا خصم نگوید·کاین گفت کسان است و سخنهای کتابی
ganjoor: sh2636 · public domain