دیوان شمس› غزل ۲۶۴۸› بیت ۵ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۴۸
- ز حلقه دوستان و همنشینان میان خاک و مور و مار رفتی
G2648:5
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 دریغا کز میان ای یار رفتی·به درد و حسرت بسیار رفتی
- 2 بسی زنهار گفتی لابه کردی·چه سود از حکم بیزنهار رفتی
- 3 به هر سو چاره جستی حیله کردی·ندیده چاره و ناچار رفتی
- 4 کنار پرگل و روی چو ماهت·چه شد چون در زمین خوار رفتی
- 5 ز حلقه دوستان و همنشینان·میان خاک و مور و مار رفتی
- 6 چه شد آن نکتهها و آن سخنها·چه شد عقلی که در اسرار رفتی
- 7 چه شد دستی که دست ما گرفتی·چه شد پایی که در گلزار رفتی
- 8 لطیف و خوب و مردم دار بودی·درون خاک مردم خوار رفتی
- 9 چه اندیشه که میکردی و ناگاه·به راه دور و ناهموار رفتی
- 10 فلک بگریست و مه را رو خراشید·در آن ساعت که زار زار رفتی
- 11 دلم خون شد چه پرسم من چه دانم·بگو باری عجب بیدار رفتی
- 12 چو رفتی صحبت پاکان گزیدی·و یا محروم و باانکار رفتی
- 13 جوابکهای شیرینت کجا شد·خمش کردی و از گفتار رفتی
- 14 زهی داغ و زهی حسرت که ناگه·سفر کردی مسافروار رفتی
- 15 کجا رفتی که پیدا نیست گردت·زهی پرخون رهی کاین بار رفتی
ganjoor: sh2648 · public domain