دیوان شمس غزل ۲۶۶۳ بیت ۹ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۶۳

  1. در اقلیم عدم ز آحاد بودی در این ده گرچه مشهور و وحیدی

G2663:9

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 مرا چون ناف بر مستی بریدی·ز من چه ساقیا دامن کشیدی
  2. 2 چنین عشقی پدید آری به هر دم·پدیدآرنده چون ناپدیدی
  3. 3 دهل پیدا دهلزن چون است پنهان·زهی قفل و زهی این بی‌کلیدی
  4. 4 جنون طرفه پیدا گشت در جان·جنون را عقل‌ها کرده مریدی
  5. 5 هزاران رنگ پیدا شد از آن خم·منزه از کبودی و سپیدی
  6. 6 دو دیده در عدم دوز و عجب بین·زهی اومیدها در ناامیدی
  7. 7 اگر دریای عمانی سراسر·در آن ابری نگر کز وی چکیدی
  8. 8 در آن دکان تو تخته تخته بودی·اگر خود این زمان عرش مجیدی
  9. 9 در اقلیم عدم ز آحاد بودی·در این ده گرچه مشهور و وحیدی
  10. 10 همان جا رو چنان ز آحاد می‌باش·از آن گلشن چرا بیرون پریدی
  11. 11 بر این سو صد گره بر پایت افتاد·ز فکر وهمی و نکته عمیدی

ganjoor: sh2663 · public domain