دیوان شمس غزل ۲۷۴۶ بیت ۳ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۴۶

  1. از لعل تو دل دری بدزدید دزد است از آنش می‌فشاری

G2746:3

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 آن را که به لطف سر بخاری·از عقل و معامله برآری
  2. 2 از یک نظرت قیامتی خاست·یا رب تو در آن نظر چه داری
  3. 3 از لعل تو دل دری بدزدید·دزد است از آنش می‌فشاری
  4. 4 بفشار به غم تو دزد خود را·غم نیست چو هم تو غمگساری
  5. 5 بفشار که رخت مؤمنان را·پنهان کرده است از عیاری
  6. 6 یا من نعش العبید فضلا·من کل مواقع العثار
  7. 7 بالفضل اعاد ما فقدنا·بعد الحولان و التواری
  8. 8 فجرت من الهوا عیونا·فی مرج قلوبنا جواری
  9. 9 تخضر بمائها غصون·فی الروح لذیذه الثمار
  10. 10 یا من غصب القلوب جهرا·ثم اکرمهن فی السرار
  11. 11 دی رفت و پریر رفت و امروز·جان منتظر است تا چه آری
  12. 12 هر روز ز تو وظیفه دارد·این باز هزار گون شکاری
  13. 13 برگیر کلاه از سر باز·تا پر بزند در این صحاری
  14. 14 زان پیش که می‌دهد مرا دوست·آن لطف نمود و بردباری
  15. 15 که مست شدم ز باده ماندم·اندر بر لطف و حق گزاری
  16. 16 آید از باغ لطف و سبزی·آید ز بهار هم بهاری
  17. 17 ای باد بهار عشق و سودا·بر خسته دلان چه سازگاری
  18. 18 اسکت و افتح جناح عشق·حان الجولان فی المطار
  19. 19 خاموش که غیر حرف و آواز·بی صد لغت دگر سواری

ganjoor: sh2746 · public domain