دیوان شمس غزل ۲۸۵۹ بیت ۹ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۵۹

  1. ای دل ساده من داد ز کی می‌خواهی خون مباح است بر عشق اگر زین رده‌ای

G2859:9

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده‌ای·توبه و توبه کنان را همه گردن زده‌ای
  2. 2 کی شود با تو معول که چنین صاعقه‌ای·کی کند با تو حریفی که همه عربده‌ای
  3. 3 نی زمین و نه فلک را قدم و طاقت توست·نه در این شش جهتی پس ز کجا آمده‌ای
  4. 4 هشت جنت به تو عاشق تو چه زیبا رویی·هفت دوزخ ز تو لرزان تو چه آتشکده‌ای
  5. 5 دوزخت گوید بگذر که مرا تاب تو نیست·جنت جنتی و دوزخ دوزخ بده‌ای
  6. 6 چشم عشاق ز چشم خوش تو تردامن·فتنه و رهزن هر زاهد و هر زاهده‌ای
  7. 7 بی تو در صومعه بودن به جز از سودا نیست·ز آنک تو زندگی صومعه و معبده‌ای
  8. 8 دل ویران مرا داد ده ای قاضی عشق·که خراج از ده ویران دلم بستده‌ای
  9. 9 ای دل ساده من داد ز کی می‌خواهی·خون مباح است بر عشق اگر زین رده‌ای
  10. 10 داد عشاق ز اندازه جان بیرون است·تو در اندیشه و در وسوسه بیهده‌ای
  11. 11 جز صفات ملکی نیست یقین محرم عشق·تو گرفتار صفات خر و دیو و دده‌ای
  12. 12 بس کن و سحر مکن اول خود را برهان·که اسیر هوس جادویی و شعبده‌ای

ganjoor: sh2859 · public domain