دیوان شمس غزل ۲۹۸۴ بیت ۱۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۸۴

  1. دل‌های بی‌قرار ببیند که در فراق از بهر چه نیاز و کشانی نهاده‌ای

G2984:16

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 ای مرغ گیر دام نهانی نهاده‌ای·بر روی دام شعر دخانی نهاده‌ای
  2. 2 چندین هزار مرغ بدین فن بکشته‌ای·پرهای کشته بهر نشانی نهاده‌ای
  3. 3 مرغان پاسبان تو هیهای می‌زنند·درهای هویشان چه معانی نهاده‌ای
  4. 4 مرغان تشنه را به خرابات قرب خویش·خم‌ها و باده‌های معانی نهاده‌ای
  5. 5 آن خنب را که ساقی و مستیش بود نبرد·از بهر شب روی که تو دانی نهاده‌ای
  6. 6 در صبر و توبه عصمت اسپر سرشته‌ای·و اندر جفا و خشم سنانی نهاده‌ای
  7. 7 بی زحمت سنان و سپر بهر مخلصان·ملکی درون سبع مثانی نهاده‌ای
  8. 8 زیر سواد چشم روان کرده موج نور·و اندر جهان پیر جوانی نهاده‌ای
  9. 9 در سینه کز مخیله تصویر می‌رود·بی کلک و بی‌بنان تو بنانی نهاده‌ای
  10. 10 چندین حجاب لحم و عصب بر فراز دل·دل را نفوذ و سیر عیانی نهاده‌ای
  11. 11 غمزه عجبتر است که چون تیر می‌پرد·یا ابروی که بهر کمانی نهاده‌ای
  12. 12 اخلاق مختلف چو شرابات تلخ و نوش·در جسم‌های همچو اوانی نهاده‌ای
  13. 13 وین شربت نهان مترشح شد از زبان·سرجوش نطق را به لسانی نهاده‌ای
  14. 14 هر عین و هر عرض چو دهان بسته غنچه‌ای است·کان را حجاب مهد غوانی نهاده‌ای
  15. 15 روزی که بشکفانی و آن پرده برکشی·ای جان جان جان که تو جانی نهاده‌ای
  16. 16 دل‌های بی‌قرار ببیند که در فراق·از بهر چه نیاز و کشانی نهاده‌ای
  17. 17 خاموش تا بگوید آن جان گفته‌ها·این چه دراز شعبده خوانی نهاده‌ای

ganjoor: sh2984 · public domain