دیوان شمس غزل ۲۹۸۵ بیت ۴ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۸۵

  1. سایه هماست فتنه شاهان و این هما جویای شاه تا که همایی بدیده‌ای

G2985:4

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 مه طلعتی و شهره قبایی بدیده‌ای·خوبی و آتشی و بلایی بدیده‌ای
  2. 2 چشمی که مستتر کند از صد هزار می·چشمی لطیفتر ز صبایی بدیده‌ای
  3. 3 دولت شفاست مر همه را وز هوای او·دولت پیش دوان که شفایی بدیده‌ای
  4. 4 سایه هماست فتنه شاهان و این هما·جویای شاه تا که همایی بدیده‌ای
  5. 5 ای چرخ راست گو که در این گردش آن چنان·خورشیدرو و ماه لقایی بدیده‌ای
  6. 6 ای دل فنا شدی تو در این عشق یا مگر·در عین این فنا تو بقایی بدیده‌ای
  7. 7 هر گریه خنده جوید و امروز خنده‌ها·با چشم لابه گر که بکایی بدیده‌ای
  8. 8 جان را وباست هجر تو سوزان آن لطف·مهلکتر از فراق وبایی بدیده‌ای
  9. 9 تو خاک آن جفا شده‌ای وین گزاف نیست·در زیر این جفا تو وفایی بدیده‌ای
  10. 10 شاهی شنیده‌ای چو خداوند شمس دین·تبریز مثل شاه تو جایی بدیده‌ای

ganjoor: sh2985 · public domain