دیوان شمس› غزل ۲۹۹۳› بیت ۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۹۳
- قطار اشتران همه مستند و کف زنان بویی ببردهاند که قطار میکشی
G2993:2
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 شاها بکش قطار که شهوار میکشی·دامان ما گرفته به گلزار میکشی
- 2 قطار اشتران همه مستند و کف زنان·بویی ببردهاند که قطار میکشی
- 3 هر اشتری میانه زنجیر میگزد·چون شهد و چون شکر که سوی یار میکشی
- 4 آن چشمهای مست به چشمت که ساقی است·گویند خوش بکش که به دیدار میکشی
- 5 ما کشت تو بدیم درودی به داس عشق·کردی ز که جدا و به انبار میکشی
- 6 سکسک بدیم و توسن و در راه صدق لنگ·رهوار از آن شدیم که رهوار میکشی
- 7 هر چند سالها ز چمن گل بچیدهایم·ناگه ز چشم بد به ره خار میکشی
- 8 ما کی غلط کنیم به هر سو کشی بکش·هر سو کشی به عشرت بسیار میکشی
- 9 شاهان کشند بنده بد را به انتقام·تو جانب کرامت و ایثار میکشی
- 10 زین لطف مجرمان را گستاخ کردهای·دزدان دار را خوش و بیدار میکشی
- 11 هر تخمه و ملول همیگویدم خموش·تو کردهای ستیزه به گفتار میکشی
- 12 سختی کشان ز گردش این چرخ در غم اند·بر رغم جمله چرخه دوار میکشی
- 13 ای شاه شمس مفخر تبریز نور حق·تو نور نور ندره به اقطار میکشی
ganjoor: sh2993 · public domain