دیوان شمس› غزل ۳۱۰۱› بیت ۵ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۰۱
- بیا که دولت نو یافت از تو بخت جوان بیا که خلعت نو یافت از تو مشتاقی
G3101:5
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 کسی که باده خورد بامداد زین ساقی·خمار چشم خوشش بین و فهم کن باقی
- 2 به ناشتاب سعادت مرا رسید شتاب·چنانک کعبه بیاید به نزد آفاقی
- 3 بیا حیات همه ساقیان بپیما زود·شراب لعل خدایی خاص رواقی
- 4 هزار جام پر از زهر داده بود فراق·رسید معدن تریاق و کرد تریاقی
- 5 بیا که دولت نو یافت از تو بخت جوان·بیا که خلعت نو یافت از تو مشتاقی
- 6 چگونه خنده بپوشم انار خندانم·نبات و قند نتاند نمود سماقی
- 7 توی که جفت کنی هر یتیم را به مراد·که هیچ جفت نداری به مکرمت طاقی
- 8 جهان لهو و لعب کودکانه باده دهد·ز توست مستی بالغ که زفت سغراقی
- 9 به گرد خانه دل مرا غم همیگردد·بکند دیده ماران زمرد راقی
- 10 برآ در آینه شو یا ز پیش چشمم دور·که زنگ قیصر روم و عدو احداقی
- 11 نماید آینهام عکس روی و قانع نیست·صور نماید و بخشد مزید براقی
- 12 از این گذر کن کامروز تا به شب عیش است·خراب و مست دریدیم دلق زراقی
- 13 بریز بر سر و ریشش سبوی می امروز·هر آنک دم زند از عقل و خوب اخلاقی
- 14 چراغ قصر جهان قیصر منست امروز·به برق عارض رومی و چشم قفچاقی
- 15 به باد باده پراکنده گشت ابر سخن·فرست باده بیابر را که رزاقی
ganjoor: sh3101 · public domain