دیوان شمس› غزل ۳۱۴۴› بیت ۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۴۴
- شیر بیشه میان زنجیرست شیر در مرغزار بایستی
G3144:2
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 بحر ما را کنار بایستی·وین سفر را قرار بایستی
- 2 شیر بیشه میان زنجیرست·شیر در مرغزار بایستی
- 3 ماهیان میطپند اندر ریگ·راه در جویبار بایستی
- 4 بلبل مست سخت مخمورست·گلشن و سبزهزار بایستی
- 5 دیدهها از غبار خسته شدهست·دیده اعتبار بایستی
- 6 همه گلخوارهاند این طفلان·مشفقی دایهوار بایستی
- 7 ره به آب حیات مینبرند·خضر را آبخوار بایستی
- 8 دل پشیمان شدهست ز آنچ گذشت·دل امسال پار بایستی
- 9 اندر این شهر قحط خورشیدست·سایه شهریار بایستی
- 10 شهر سرگین پرست پر گشتهست·مشک نافه تتار بایستی
- 11 مشک از پشک کس نمیداند·مشک را انتشار بایستی
- 12 دولت کودکانه میجویند·دولت بیعثار بایستی
- 13 مرگ تا در پیست روز شبست·شب ما را نهار بایستی
- 14 چون بمیری بمیرد این هنرت·زین هنرهات عار بایستی
- 15 چنگ در ما زدهست این کمپیر·چنگ او تار تار بایستی
- 16 طالب کار و بار بسیارند·طالب کردگار بایستی
- 17 دم معدود اندکی ماندهست·نفسی بیشمار بایستی
- 18 نفس ایزدی ز سوی یمن·بر خلایق نثار بایستی
- 19 مرگ دیگی برای ما پختهست·آن خورش را گوار بایستی
- 20 یاد مردن چو دافع مرگست·هر دمی یادگار بایستی
- 21 هر دمی صد جنازه میگذرد·دیدهها سوگوار بایستی
- 22 ملکها ماند و مالکان مردند·ملکتی پایدار بایستی
- 23 عقل بسته شد و هوا مختار·عقل را اختیار بایستی
- 24 هوشها چون مگس در آن دوغست·هوش را هوشیار بایستی
- 25 زین چنین دوغ زشت گندیده·این مگس را حذار بایستی
- 26 معده پردوغ و گوش پر ز دروغ·همت الفرار بایستی
- 27 گوشها بسته است لب بربند·از خرد گوشوار بایستی
- 28 از کنایات شمس تبریزی·شرح معنی گذار بایستی
ganjoor: sh3144 · public domain