دیوان شمس› غزل ۳۶۹› بیت ۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۶۹
- هر نفسی را از او نصیبیست هر باغی را از او بهاریست
G369:2
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 در شهر شما یکی نگاریست·کز وی دل و عقل بیقراریست
- 2 هر نفسی را از او نصیبیست·هر باغی را از او بهاریست
- 3 در هر کویی از او فغانیست·در هر راهی از او غباریست
- 4 در هر گوشی از او سماعیست·هر چشم از او در اعتباریست
- 5 در کار شوید ای حریفان·کاین جا ما را عظیم کاریست
- 6 پنهان یاری به گوش من گفت·کاین جا پنهان لطیف یاریست
- 7 او بد که به این طریق میگفت·کز تعبیههاش دل نزاریست
- 8 او بود رسول خویش و مرسل·کان لهجه از آن شهریاریست
- 9 نوحست و امان غرقگانست·روحست و نهان و آشکاریست
- 10 گرد ترشان مگرد زین پس·چون پهلوی تو شکرنثاریست
- 11 گرد شکران طبع کم گرد·کان شهوت نیز برگذاریست
- 12 این جا شکریست بینهایت·این جا سر وقت پایداریست
- 13 خاموش کن ای دل و مپندار·کو را حدیست یا کناریست
ganjoor: sh369 · public domain