دیوان شمس› غزل ۵۲۴ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G524 · ۱۰ بيتونه
غزل شمارهٔ ۵۲۴
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G524:1 بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شدخورشید جان عاشقان در خلوت الله شد
- G524:2 روزیست اندر شب نهان ترکی میان هندوانشب ترک تازیها بکن کان ترک در خرگاه شد
- G524:3 گر بو بری زین روشنی آتش به خواب اندرزنیکز شب روی و بندگی زهره حریف ماه شد
- G524:4 ما شب گریزان و دوان و اندر پی ما زنگیانزیرا که ما بردیم زر تا پاسبان آگاه شد
- G524:5 ما شب روی آموخته صد پاسبان را سوختهرخها چو شمع افروخته کان بیذق ما شاه شد
- G524:6 ای شاد آن فرخ رخی کو رخ بدان رخ آوردای کر و فر آن دلی کو سوی آن دلخواه شد
- G524:7 آن کیست اندر راه دل کو را نباشد آه دلکار آن کسی دارد که او غرقابه آن آه شد
- G524:8 چون غرق دریا میشود دریاش بر سر مینهدچون یوسف چاهی که او از چاه سوی جاه شد
- G524:9 گویند اصل آدمی خاکست و خاکی میشودکی خاک گردد آن کسی کو خاک این درگاه شد
- G524:10 یک سان نماید کشتها تا وقت خرمن دررسدنیمیش مغز نغز شد وان نیم دیگر کاه شد
ganjoor: sh524 · public domain