دیوان شمس› غزل ۵۲۴› بیت ۵ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۵۲۴
- ما شب روی آموخته صد پاسبان را سوخته رخها چو شمع افروخته کان بیذق ما شاه شد
G524:5
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد·خورشید جان عاشقان در خلوت الله شد
- 2 روزیست اندر شب نهان ترکی میان هندوان·شب ترک تازیها بکن کان ترک در خرگاه شد
- 3 گر بو بری زین روشنی آتش به خواب اندرزنی·کز شب روی و بندگی زهره حریف ماه شد
- 4 ما شب گریزان و دوان و اندر پی ما زنگیان·زیرا که ما بردیم زر تا پاسبان آگاه شد
- 5 ما شب روی آموخته صد پاسبان را سوخته·رخها چو شمع افروخته کان بیذق ما شاه شد
- 6 ای شاد آن فرخ رخی کو رخ بدان رخ آورد·ای کر و فر آن دلی کو سوی آن دلخواه شد
- 7 آن کیست اندر راه دل کو را نباشد آه دل·کار آن کسی دارد که او غرقابه آن آه شد
- 8 چون غرق دریا میشود دریاش بر سر مینهد·چون یوسف چاهی که او از چاه سوی جاه شد
- 9 گویند اصل آدمی خاکست و خاکی میشود·کی خاک گردد آن کسی کو خاک این درگاه شد
- 10 یک سان نماید کشتها تا وقت خرمن دررسد·نیمیش مغز نغز شد وان نیم دیگر کاه شد
ganjoor: sh524 · public domain