دیوان شمس غزل ۶۲۶ بیت ۱۰ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۲۶

  1. چون مست نعم گشتی بی‌غصه و غم گشتی پس مست کجا داند کاین چرخ سخن دارد

G626:10

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 هر کآتش من دارد او خرقه ز من دارد·زخمی چو حسینستش جامی چو حسن دارد
  2. 2 نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد·ور راستیی خواهی آن سرو چمن دارد
  3. 3 جانیست تو را ساده نقش تو از آن زاده·در ساده جان بنگر کان ساده چه تن دارد
  4. 4 آیینه جان را بین هم ساده و هم نقشین·هر دم بت نو سازد گویی که شمن دارد
  5. 5 گه جانب دل باشد گه در غم گل باشد·ماننده آن مردی کز حرص دو زن دارد
  6. 6 کی شاد شود آن شه کز جان نبود آگه·کی ناز کند مرده کز شعر کفن دارد
  7. 7 می‌خاید چون اشتر یعنی که دهانم پر·خاییدن بی‌لقمه تصدیق ذقن دارد
  8. 8 مردانه تو مجنون شو و اندر لگن خون شو·گه ماده و گه نر نی کان شیوه زغن دارد
  9. 9 چون موسی رخ زردش توبه مکن از دردش·تا یار نعم گوید گر گفتن لن دارد
  10. 10 چون مست نعم گشتی بی‌غصه و غم گشتی·پس مست کجا داند کاین چرخ سخن دارد
  11. 11 گر چشمه بود دلکش دارد دهنت را خوش·لیکن همه گوهرها دریای عدن دارد

ganjoor: sh626 · public domain