دیوان شمس› غزل ۶۳۱ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G631 · ۸ بيتونه
غزل شمارهٔ ۶۳۱
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G631:1 نومید مشو جانا، کاومید پدید آمداومیدِ همه جانها، از غیب رسید آمد
- G631:2 نومید مشو گر چه، مریم بشد از دستتکآن نور که عیسی، را بر چرخ کشید آمد
- G631:3 نومید مشو ای جان، در ظلمت این زندانکآن شاه که یوسف را، از حبس خرید آمد
- G631:4 یعقوب برون آمد، از پردهٔ مستورییوسف که زلیخا را، پرده بدرید آمد
- G631:5 ای شب به سحر برده! در یارب و یارب توآن یارب و یارب را، رحمت بشنید آمد
- G631:6 ای درد کهنگشته! بخ بخ که شفا آمدوی قفل فروبسته! بگشا که کلید آمد
- G631:7 ای روزه گرفته تو! از مائدهٔ بالاروزه بگشا خوشخوش، کآن غرهٔ عید آمد
- G631:8 خامش کن و خامش کن، زیرا که ز امر کنآن سکته حیرانی، بر گفت مزید آمد
ganjoor: sh631 · public domain